تبلیغات
PACT

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
منوی اصلی
نظرسنجی
نظرتون در مورد کیفیت وبلاگ چیه ؟

درباره ما

سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
ایجاد کننده وبلاگ : فرشته عبادی

این صفحه را به اشتراک بگذارید
اس ام اس سرکاری اس ام اس شب یلدا - پیامك برای شب یلدا - sms و پیام کوتاه پیامک عاشقانه تاریخ ایران اسلامی اس ام اس لاو اس ام اس عشقولانه عکس sms rooz madar - اس ام اس تبریک روز مادر و زن امام حسن (ع) فال حافظ ( آهنگساز : امیر هوشنگ شاهرخی ) اس ام اس موبایل اس ام اس عاشقانه Tamer Hosny - Fairuz اس ام اس 2009 اس ام اس تبریک روز مادر و زن قسمت دوم ویدئو جدید و زیبای محمد جهاندار به نام خانوم حكومت امویان تاریخ صدر اسلام امام علی (ع) مجموعه اس ام اس های تبریک مبعث پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی آهنگ جدید و بسیار زیبای Tamer Hosny به نام Fariuz اس ام اس جوک اس ام اس های عاشقانه پیام کوتاه - sms - اس ام اس تسلیت تاسوعا و عاشورا sms نرم افزار نوکیا سری nجدید اس ام اس تازه خلفای راشدین اس ام اس روز آهنگ جدید و فوق العاده زیبای شهرام امیری به نام بزار خیال كنم | اس ام اس مبعث اس ام اس تم n73 اس ام اس عاشقانه جدید اس ام اس و پیامک آغاز ماه مبارک رمضان - sms jadid mah ramezan فال حافظ جاوا sms عاشقانه یک دستور عالی برای کاربران ویندوزv نصب ویندوز xp بصورت کاملاً خو اس ام اس جدید احضار امام (ع) از مدینه به سامراء عکس جدید Mobile اوضاع سیاسى پیامک روز مبعث آهنگ جدید و زیبای Zipp Bax به نام Every Body راهنمای خرید یك حافظه جانبی فلش اس ام اس عشقی Mohammad Jahandar - Khanoom پیامک های بسیار زیبا
آخرین مطالب

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : تاریخ اسلام ,

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 8 مرداد 1389 - 07:59 ب.ظ

عثمانی ها و نبرد در غرب مدیترانه

« در بخش غربی دریای مدیترانه، مسلمانان جهاد خود را بر ضد اسپانیای صلیبی که آنان را به زور از اندلس بیرون رانده بود، آغاز کردند. مسلمانان تبعیدی از اندلس، در امتداد سواحل شمالی افریقا، مرکزی را برای اسکان خویش ایجاد کرده، مصمم به گرفتن انتقام از صلیبی ها شدند. آنان با غارت سواحل اسپانیا که با آن آشنا بودند و نیز حمله به کشتی های مسیحی، به خصوص در تنگه جبل الطارق و جزیره مالت، جهادشان را دنبال می کردند.

در فاصله سال های کوتاه، بشتر سواحل امتداد تونس از شرق تا غرب، مرکزی برای ناوگان های کوچک اسلامی برای ایجاد وحشت در میان اروپایی ها شد.* در برابر، اسپانیا نیز بر برخی از نقاط استوار و محفوظ، در امتداد سواحل مراکش و الجزایر تسلط یافت. حفصی ها، حاکمان الجزایر را مجبور کردند تا به آنان اجازه دهند تا یک پایگاه دریایی مهم در جزیره بینون در نزدیکی ساحل الجزایر ایجاد کنند. این امر سبب فعال تر شدن حرکت های جهادی اسلامی از شرق مدیترانه به سوی غرب شد؛ چیزی که گشودن شمال افریقا را برای عثمانی ها تسهیل کرد.

از مشهورترین و موفق ترین رجال دریایی مسلمانان، دو برادر با نام های عروج و خیرالدین بارباروسابودند که ابتدا مسیحی بودند و سپس مسلمان شدند. آنها به خدمت سلطان محمد حفصی در تونس در آمدند و به کشتی های نصرانی حمله می کردند و اموال آنان را تصرف نموده، کارگران آن را به بردگی می فروختند. همین دو نفر یکی از کشتی هایی را که به اسارت گرفته بودند، به استانبول فرستادند. سلطان عثمانی هدیه آنان را قبول کرده، متقابلا هدایایی برای آنان فرستاد که سبب تقویت روحی آن دو برادر شد. آنان در منطقه حلق الوادی در ساحل تونس مستقر شدند. زمانی که عروج کشته شد، بلافاصله برادرش خیر الدین به عنوان قهرمان اسلام شهرت یافت؛ به طوری که اروپا به سبب توان ناوگان خیر الدین، وی را هزار مرتبه بیشتر بیش از حد معمول به شمار می آورد.




 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...



برچسب ها : عثمانی ها و نبرد در غرب مدیترانه , تاریخ صدر اسلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : تاریخ اسلام ,

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 8 مرداد 1389 - 07:57 ب.ظ

عثمانی ها و صفویان

« شاه طهماسب پس از پدرش اسماعیل حکومت را در سال 930هـ به دست گرفت و با عثمانی ها به دشمنی برخاسته، حاضر به پذیرش سلطان عثمانی به عنوان خلیفه مسلمانان نشد.» و « عثمانی ها با تثبیت موقعیت خود در شرق آناتولی، عراق و تبریز را مورد تهدید همیشگی خود قرار دادند.» « دولت صفوی می کوشید تا با تبلیغات خود، در بخش میانی و جنوبی آناتولی بر ضد عثمانی دشواری ایجاد کند.»« در سال 933هـ/1527م شورشی به رهبری قلندر چلبی به وقوع پیوست. شاه طهماسب همچنین فرستادگان شارل پنجم را به گرمی پذیرفت. روابط میان دو دربار در سال 924هـ/1518م شروع شد، و در سال 935هـ/1529م نمایندگان شارل پنجم به کرات در دربار طهماسب حضور می یافتند. سرانجام بیگ بیتلیس، شرف خان، بر ضد سلطه عثمانی سر به طغیان برداشت و خود را تحت الحمایۀ شاه ایران قرار داد.»«سلطان سلیمان، به مقابله با اقدامات طهماسب پرداخته،* در سال 940هـ/1533م بر منطقه میان ارض روم و بحیره تسلط یافت؛ در حالی که هدف اصلیش تسلط بر آذربایجان بود. پس از آن به ایران تاخته، تبریز را اشغال کرد و به طور کامل بر عراق مسلط شد.»« ثروت حکام گیلان و شیروان، غالبا از ابریشمی که از طریق تبریز به بورسا و حلب می فرستادند، ناشی می شد، و از این طریق بشدت به عثمانی ها وابسته بودند. بنابراین حاکمیت و برتری سلطان را به رسمیت شناختند.»« در سال 941هـ/1534م بغداد و سایر نواحی عراق بدون مقاومتی سقوط کرد.»« با کنترل جاده بغداد – حلب، عثمانی ها بر دومین جاده تجارت میان هند و شرق میانه مسلط شدند. رشید الدین، حاکم بصره، در سال 945هـ/1538م کلیدهای شهر را به وسیله هیأتی به دربار سلطان روانه کرد.»« رهبران دینی سنی مذهب عراق بر ضد سپاه ایران و رهبران شیعه که بر آنان سخت گیری می کردند، شوریدند. در سال 945هـ/1538م نیروهای عثمانی بر بصره و سواحل خلیج تسلط یافتند.بدین ترتیب سلیمان سرزمین هایی را که پیش از آن در محدوده خلافت قدیم بود، در اختیار گرفت. این اقدام سبب رهایی مذهب سنی شد و رهبریِ دولت عثمانی را به عنوان جانبدار مرام تسنن، تثبیت کرد.به رغم استیلای سلیمان بر کردستان و بیشتر عراق، صفویان که در آذربایجان و برخی نواحی شرقی عراق و جنوب قفقاز بودند، شکستی را متحمل نشدند. سلیمان با استفاده از برادر شورشی طهماسب [القاص میرزا] در سال 954هـ/1547م کوشید تا بر آذربایجان و قفقاز تسلط یابد؛ اما با بازگشت سلیمان از آذربایجان،* بار دیگر طهماسب در تبریز بر تخت سلطنت نشست.بعد از آن صلحی میان طهماسب و سلیمان برقرار شد، مشروط بر آن که شاه طهماسب اطاعت خود را از سلطان اعلام کند.

در فاصله ماه های اندکی که سلیمان در عراق به سر می برد تا هم سپاهش استراحت کند و هم اوضاع ولایات این نواحی را انتظام بخشد. دولت عثمانی کوشید تا شیعه و سنی منطقه را به طور مساوی راضی نگاه دارد؛ اما در گیری عثمانی – ایران درباره عراق ادامه یافت و بارها عراق به دست نیروهای ایرانی سقوط کرد.»



برچسب ها : عثمانی ها و صفویان , تاریخ صدر اسلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : تاریخ اسلام ,

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 8 مرداد 1389 - 07:50 ب.ظ

عملیات نظامی در اروپا

سلطان جدید در راه رسیدن به مجارستان در 26 رمضان سال 927هـ/30 اوت 1521م بلگراد را تصرف کرد و در اول صفر سال 929هـ/20 دسامبر 1522م رودس را مسخر ساخت. تا مانع حملات راهبان این جزیره به مسلمانان شود. وی شماری از آنان را اسیر کرد و دارایی شان را در اختیار گرفتو باقی مانده ساکنان جزیره به جزیره مالت رفته، آن جا را مرکزی برای مبارزه با مسلمانان ساختند. هیچ کمکی از جانب غرب به این دو کشور نشد. سه سال بعد، وقتی که پادشاه فرانسه به دست امپراطور هابسبورگ در پاویا اسیر شد (931هـ/1525م) او به تنها راه باقیمانده متوسل شد و آن درخواست کمک از سلطان عثمانی بود. عثمانی ها نیز فرصت را از دست ندادند.* سفیر فرانسه در استانبول از سلطان تقاضا کرد تا برای نجات فرانسیس از راه زمینی و دریایی هابسبورگ را مورد تهاجم قرار داهد، وی در عین حال گفت که فرانسه نیز هر شرطی را از سوی امپراطور که پس از این به بالاترین مقام در جهان دست خواهد یافت، می پذیرد. (جمادی الاول 932هـ/فوریه 1526م) به سبب شرایط حاکم در ایتالیا، ونیز در کنار عثمانی ها قرار گرفت (931هـ/1525م) عثمانی ها خیلی زود دست به لشکرکشی زدند. ابتدا چنین طرح ریزی شد که برای نجات فرانسیس از دست امپراطور، ایتالیا از طریق زمین و دریا مورد حمله قرار گیرد. اما منافع عثمانی ها حمله به مجارستان را طلب می کرد. در اینجا نیز شرایط مطلوب بود. تعدادی از چهره های سرشناس به رهبری جان زاپولیای با سیاست امپراطور سر به مخالفت برداشته بودند و پادشاه مجارستان نیز از آنان حمایت می کرد. از این گذشته روستاییان قبلا بر ضد هم چهره های مهم دست به شورش زده بودند. عثمانی ها در چهره دوست این افراد مهم و همچنین روستاییان ظاهر شدند. سلیمان با یک صد هزار جنگجو و با سیصد توپ به مجارستان حمله کرد و در موهاکس به پیروزی قاطعی دست یافت (20 ذی القعدیه 932هـ/28 اوت 1526م) پادشاه مجارستان لوئیس دوم و بسیاری از زبدگان و پیران این دولت، همراه با بیست هزار نفر مجاری در میدان نبرد کشته شد. سلطان در تاریخ 13 ذی الحجه سال 932هـ/سپتامبر 1526م وارد بودا پست شد، یک صد هزار نفر ساکنان آن ناحیه به اسارت در آمدند و در بازارهای برده فروخته شدند. (این فتح سبب شد تا مجارستان برای مدت یک صد و چهل سال زیر سلطه عثمانی باقی بماند.) هر چند بعدا عثمانی ها این کشور را تخلیه کردند. وقتی که آنها خاک این کشور را ترک کردند، تعدادی از نجبای مجارستان زاپولیای را در مخالفت با هابسبورگ، به عنوان پادشاه خود برگزیدند (4 صفر 933هـ/10 نوامبر 1926م) زاپولیای به وسیله فرانسه و متحدانش به رسمیت شناخته شد و به ائتلاف ضد هابسبورگ پیوست. مجارهای طرفدار آلمان با این حرکت به مخالفت برخاستند. آنها در پرسبورگ (براتیسلاوا) گرد هم آمدند، و برادر شارل پنجم، فردیناند، یعنی ارکدوک فردیناند را بر تخت سلطنت نشاندند و زاپولیای را از بوداپست بیرون راندند (ذی الحجه 934هـ/سپتامبر 1527م) فردیناند از سلطان عثمانی خواست تا در مقابل پرداخت خراج سالیانه او را به رسمیت بشناسد. این درخواست به طور کامل رد شد، چرا که از زمان پیروزی در موهاکس سلطان عثمانی مجارستان را جزء قلمرو خویش می دانست. سلطان به مجارها قول داد که زاپولیای را به تاج و تخت برساند؛ منتها به این شرط که او نیز حاکمیت و برتری سلطان عثمانی را بپذیرد، وی همچنین قرار بود که از زاپولیای در مقابل فردیناند، محافظت کند. (934هـ/1518م) در چشم عثمانی ها، مجارستان کشور دورافتاده ای بود که مشکل می شد آن را حفظ کرد. از این رو، عثمانی ها همان سیاست سنتی خود را در پیش گرفتند؛ یعنی آنکه حاکمی دست نشانده بر این کشور بگمارند و منطقه سیرم[3] [سیزرم] را به قلمرو خویش ضمیمه کنند. در سال 934هـ/1528م فرانسیس اول، بر ضد شارل پنجم بار دیگر وارد جنگ شد، و خیلی زود در مهلکه قرار گرفت و از سلطان عثمانی تقاضای کمک کرد. در پاسخ به این درخواست، سلیمان در سال 935هـ/1529م بار دیگر وارد مجارستان شد. او زاپولیای را بر تخت نشانید و او را در پایتختش بوداپست،* مستقر ساخت (4 محرم 936هـ/8 سپتامبر 1529م). بعد از این حرکت او بر ضد فردیناند وارد کارزار شد و وین را در 22 محرم 936هـ/26 سپتامبر 1529م به محاصره در آورد. بعد از سه هفته محاصره این شهر بچیده شد. سلطان دست به عقب نشینی زد. او در بوداپست نماینده ای را تحت حمایت نیروهای گارد ویژه از خود باقی گذارد. زاپولیای وعده پرداخت خراج سالانه داد. در همین اثنا فرانسیس پیمان صلحی با امپراطور امضا کرد (پیمان کمبرای 13 اوت 1529م). با اینکه سلطان از این امر خشمگین بود اما به ارزش ادامه همکاری با فرانسه واقف بود، و از روی فهم عمل می کرد. استانبول یک بار دیگر به یکی از مراکز سیاسی اروپا تبدیل شد. در سال 938هـ/1532م فرانسیس اول در مقابل سفیر ونیزی اعتراف کرد که امپراطوری عثمانی تنها نیرویی است که ادامه بقای دول اروپایی را در مقابل شارل پنجم تضمین می کند. فرانسیس اول همیشه در مورد حفظ روابطش با عثمانی ها سیاست کاملا شخصی و محرمانه را دنبال می کرد. او این روابط را از جهان مسیحی غرب و حتی از زیر دستانش پنهان نگاه می داشت. از جانب دیگر شارل پنجم در تبلیغات خود شاه فرانسه را متحد مسلمانان می خواند، و هر زمان که فرانسه پیمان صلحی امضا می کرد، از این کشور قول شرکت در یک جنگ صلیبی را می گرفت. برای آنکه اعتماد عثمانی ها به فرانسیس متزلزل شود،


 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...





برچسب ها : عملیات نظامی در اروپا , تاریخ صدر اسلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : تاریخ اسلام ,

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 8 مرداد 1389 - 07:47 ب.ظ

نظام اداری



« زمانی که سلطانِ عثمانی در قونیه بود، قاعده بر این بود که اراضی را در برابر خدمات امرا، به آنان واگذار می کرد. آنان نیز به همین ترتیب، زمین ها را میان برخی از فرزندان قبیله خود که در صحنه جهاد می درخشیدند، تقسیم کرده، به اقطاع [تیول] به آنان می سپردند. این اقطاعاتِ نظامی را در اصطلاح سنجق – جمع سناجق که به معنای رایت و پرچم است- می نامیدند.پس از گشوده شدن بورسا، این شهر پایتخت سنجق جدیدی شد که به ولی عهد، یعنی مراد فرزند اورخان واگذار شد و او به اسم خداوند، یعنی زمین حاکم نامیده شد! بعد از آن دو سنجق دیگر درست شد: یکی در جنوب شرقی، سلطان اونو (سلطان اوکلی) که کار انتظام مراکز پیشین عثمانی را انجام می داد و دیگری در مناطق ساحلی شمال غرب، قوجه ایلی.

با گسترش دامنه جغرافیاییِ دولت عثمانی، تقسیم اداری و نظامی به ایالات، ولایات یا باشویاتِ فراوان آغاز شد؛ به طوری که در پایان قرن هفدهم شمار آن ها به 32 ولایت رسیده بود.* هر ولایت به بخش های کوچک تری تقسیم شد که به آن ها سنجق یا لواء گفته می شد، و حاکمش را « سنجق بیک» یا «امیراللواء» می نامیدند. چنانکه گذشت، کلمه سنجق یا [صنجق] در ترکی به معنای رایت و لواء بود و بعد به اقطاعی گفته شد که سنجق بیک بر آن حکومت می کرد.



 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...



برچسب ها : نظام اداری , تاریخ صدر اسلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : تاریخ اسلام ,

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 8 مرداد 1389 - 07:45 ب.ظ

سلطان سلیمان بزرگ

ویژگی های سلطان سلیمان بزرگ

هنگامی که سلیمان در 17 شوال 926هـ/30 سپتامبر 1520م بر تخت نشست، همچون اسلاف خود، مجبور بود در عرصه جهاد خود را محک زند. این تنها راهی بود که یک سلطان جدید می توانست از طریق آن موقعیت خود را مستحکم کند. فتوحات سلیم حدود امپراطوری را به دو برابر افزایش داد و در اروپا یأس را پدید آورد.*

جریانات آن زمان

در ابتدای دولت وی، حاکم دمشق جانبرد غزالی بر وی شورید؛ اما به دست نیروی عثمانی کشته شد.

سلیمان به برخوردهای مسامحه گرایانه و عدالت آمیز شهرت داشت و با شورشی ها، پاشاها و افسران فاسد و منحرف برخورد می کرد؛ به همین دلیل مردم او را دوست می داشتند. هم چنین هیچ امیری بر او نفوذی نداشت و ینی چریان به او در رسیدن به اهداف و نیز استوار ساختن پایه های حکومتش بسیار یاری رساندند. وی ناوگان دریایی بزرگی تدارک دید که آن نیز در روبه رو شدن او با دشمنان اسلام در شرق و غرب (اسپانیایی ها و پرتغالی ها) به وی بسیار کمک کرد. گستردگی فتوحات در دنیای اسلام، سبب کسب درآمدهای فراوانی شد که سلطان سلیمان را قادر ساخت تا جامعه عثمانی در دوره خود به بالاترین حد شکوفایی و عظمت برساند؛ چیزی که سبب شد تا لقب [با شکوه] فخم را به او بدهند. سلیمان به اقامه عدالت پرداخت و از ظلم جلوگیری کرده، بر حمایت از جان و مال مردم تأکید داشت. وی نظام مالیاتی را سامان بخشید و خسارت تجاری ای را که از قطع ارتباط با ایران ناشی شده بود، جبران کرد. هم چنین به سروسامان دادن دادگاه ها پرداخته، پلیس و دیگر مأموران را به اطاعت از احکام دادگاه ها و قوانین واداشت و نظمی نو به امور اداری کشور داده، کارمندان را از ظلم به مردم برحذر داشت.

سلیم به هدف یک پیروزی بزرگ در غرب گام بر می داشت. با یک چنین دیدگاهی او ساخت یک کارخانه کشتی سازی را در استانبول آغاز کرد (921هـ/1515م). محمد فاتح در رودس که دروازه مدیترانه محسوب می شد، در پشت دروازه های بلگراد که دروازه اروپای مرکزی بود، متوقف گشت. تعقیب امر غزا در غرب بستگی تام به تصرف این دو دژ مستحکم مسیحیان داشت. شارل پنجم (امپراطور روم) در سال 925هـ/1519م در هابسبورگ بر تخت سلطنت تکیه زد و کمی بعد، در ربیع الثانی 927هـ/مارس 1521م بروز جنگ میان او و دیگر حکمران بزرگ مسیحی، یعنی فرانسیس اول پادشاه فرانسه، اجتناب ناپذیر گشت. بدین ترتیب اروپا به دو اردوگاه تقسیم شد، در نتیجه تفکر به راه انداختن یک جنگ صلیبی از سوی اروپایی متحد به صورت نظریه ای غیر عملی در آمد. عثمانی ها نمی توانستند شرایطی مطلوب تر از این را انتظار داشته باشند. در چنین شرایطی بود که سلیمان سلطنت خود را آغاز کرد.



برچسب ها : سلطان سلیمان بزرگ , تاریخ صدر اسلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : تاریخ اسلام ,

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 8 مرداد 1389 - 07:44 ب.ظ

مسأله انتقال خلافت از عباسیان به عثمانیان

براساس سنتی که در قرن دوازدهم هجری/هجدهم میلادی به وجود آمد و طبق مراسمی که در مسجد ایاصوفیه در استانبول انجام گرفت، خلافت عباسیان رسما به سلطان سلیم و وارثان او منتقل شد. هرچند هیچ سندی از زمان سلطان سلیم به دست نیامده است که دال بر گرفتن خلافت از دست متوکل بوده باشد. ابن ایاس مورخ مصری، کم ترین اشاره ای به این واقعه مهم نمی کند. به علاوه، در نامه های سلیم به فرزندش سلیمان که در باره شرح وقایع فتح مصر است، با این رفتار خلیفه اشاره ای نشده. همین طور، دیگر منابع آن روزگار نیز به مسئله انتقال خلافت به آل عثمان که نسبتی با رسول خدا (ص) ندارند، اشاره نکرده اند.[1] این نیز گفتنی است که پیش از آن نیز بعضی از امیران، ادعای خلافت کرده بودند، در حالی که برخی معاصر برخی دیگر بودند. باید افزود که این زمان، خلافت معنای جدید یافته بود. طبیعی است وقتی یک پادشاه سلطه خود را مستقیم از طرف خدا بگیرد، نیازی به داشتنِ نسبت با آل عباس ندارد. به همین دلیل مرادِ اول نیز ادعای خلافت کرد؛ چنان که محمدِ اول نیز پایتخت خود را دارالخلافه نامید و به رغم آن که سلطان محمد فاتح چنین لقبی را در نامه هایش به رعایا، برای خود به کار نبرد، سلیم از سال 920هـ/1514م یعنی پیش از فتح شام و مصر و اعلان تسلیم حجاز به آل عثمان، خود را « خلیفۀ الله فی طول الارض و عرضها» نامید.

سلیم و اجداد وی در موقعیتی قرار داشتند که حتی زمانی که خلافت در قاهره بوده و چندان محل اعتنا نبود، اینان در حد خلیفه مطرح بودند. طبعا فتوحات سلیم وی را به صورت نیرومندترین حاکم مسلمان در آورد. تسلط وی بر حرمین موقعیت او را به طور خاص بالا برده، نیروی دولت عثمانی در دوره وی به حدی قوی شد که مسلمانان سایر نقاط پس از تجاوز پرتغالی ها بر سواحل اسلامی در آسیا و آفریقا، به کمک این دولت شتافتند. خلاصه سخن آنکه سلطان سلیم برای کسب عنوان خلافت نکوشید؛ همچنان که پس از وی جانشینانش چنین بودند، بلکه توجه به این لقب از زمانی آغاز شد که دولت عثمانی به ضعف گرایید.

هدف اصلی سلیم نابودی دولت صفوی بود؛ اما وزرا نظر وی را از جنگ با ایران منصرف کرده، او را متوجه جزیره رودوس محل نیروهای قدیس یوحنا کردند. سلیم آماده جنگ با اروپائی هایی شد که خود را برای یک جنگ صلیبی دیگر آماده می کردند. وی آماده حمله به جزیره رودوس بود که ساکنانش برای حمله به ادیرنه تدارک می دیدند، اما پیش از هر اقدامی در گذشت.



برچسب ها : مسأله انتقال خلافت از عباسیان به عثمانیان , تاریخ صدر اسلام ,