تبلیغات
PACT

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
منوی اصلی
نظرسنجی
نظرتون در مورد کیفیت وبلاگ چیه ؟

درباره ما

سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
ایجاد کننده وبلاگ : فرشته عبادی

این صفحه را به اشتراک بگذارید
یک دستور عالی برای کاربران ویندوزv نصب ویندوز xp بصورت کاملاً خو تاریخ صدر اسلام احضار امام (ع) از مدینه به سامراء اس ام اس عشقی اس ام اس تبریک روز مادر و زن قسمت دوم اس ام اس روز ( آهنگساز : امیر هوشنگ شاهرخی ) Tamer Hosny - Fairuz تاریخ ایران اسلامی اس ام اس های عاشقانه پیامک های بسیار زیبا مجموعه اس ام اس های تبریک مبعث پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی sms عاشقانه اس ام اس تازه اس ام اس اس ام اس جدید اس ام اس عاشقانه جدید پیامک روز مبعث تم n73 ویدئو جدید و زیبای محمد جهاندار به نام خانوم اس ام اس 2009 Mobile اوضاع سیاسى پیامک عاشقانه نرم افزار نوکیا سری nجدید اس ام اس عشقولانه اس ام اس شب یلدا - پیامك برای شب یلدا - sms و پیام کوتاه اس ام اس مبعث آهنگ جدید و فوق العاده زیبای شهرام امیری به نام بزار خیال كنم | اس ام اس موبایل امام حسن (ع) اس ام اس سرکاری راهنمای خرید یك حافظه جانبی فلش اس ام اس عاشقانه خلفای راشدین اس ام اس لاو sms rooz madar - اس ام اس تبریک روز مادر و زن فال حافظ جاوا آهنگ جدید و زیبای Zipp Bax به نام Every Body عکس امام علی (ع) پیام کوتاه - sms - اس ام اس تسلیت تاسوعا و عاشورا اس ام اس جوک آهنگ جدید و بسیار زیبای Tamer Hosny به نام Fariuz sms حكومت امویان اس ام اس و پیامک آغاز ماه مبارک رمضان - sms jadid mah ramezan عکس جدید Mohammad Jahandar - Khanoom فال حافظ
آخرین مطالب

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام علی (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 05:37 ق.ظ

همچنین امام در نخستین روزهاى خلافت خود طى خطبه اى این موضوع را یادآورى نمود.<عبدالله بن جناده > مى گوید: من در نخستین روزهاى زمامدارى على (ع ) از مكه وارد مدینه شدم , دیدم همه مردم در مسجد پیامبر دور هم گرد آمده اند و انتظار ورود امام را مى كشند, ناگهان على (ع ) در حالى كه شمشیر خود را حمایل كرده بود, از خانه بیرون آمد, دیده ها به سوى او خیره شد, او در مسند خطابه قرار گرفت و سخنان خود را پس از حمد و ثناى خداوند چنین آغاز كرد

<هان اى مردم ! آگاه باشید روزى كه پیامبر گرامى از میان ما رخت بر بست , فكر مى كردیم كسى با ما, درباره حكومتى كه او پى افكنده بود, نزاع و رقابت نمى كند, و به حق ما چشم طمع نمى دوزد زیرا ما وارث و ولى و عترت او بودیم , اما برخلاف انتظار, گروهى از قوم ما به حق ما تجاوز كرده و خلافت را از ما سلب كردند و حكومت به دست دیگران افتاد

به خدا سوگند اگر ترس از ایجاد شكاف و اختلاف در میان مسلمانان نبود, و بیم آن نمى رفت كه بار دیگر كفر و بت پرستى به سرزمین اسلام باز گردد و اسلام محو و نابود شود, با آنان به گونه دیگرى رفتار مى كردیم >(57)

3 علاوه بر خطر مرتدین , مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند <مسیلمه >, <طلیحه > و <سجاح > نیز در صحنه ظاهر شده و هر كدام طرفداران و نیروهاى دور خود گردآوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند كه با همكارى و اتحاد مسلمانان پس از زحمات نیروهاى آنان شكست خوردند

4 خطر حمله احتمالى رومیان نیز مى توانست مایه نگرانى دیگرى براى جبهه مسلمین باشد, زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رو در رو یا درگیر شده بودند و رومیان مسلمان را براى خود خطرى جدى تلقى مى كردند و در پى فرصتى بودند كه به مركز اسلام حمله كنند. اگر على (ع ) دست به قیام مسلحانه مى زد, با تضعیف جبهه داخلى مسلمانان , بهترین فرصت به دست رومیان مى افتاد كه از این ضعف استفاده كنند

با در نظر گرفتن نكات فوق , بخوبى روشن مى شود كه چرا امام صبر را بر قیام ترجیح داد. و چگونه با صبر و تحمل و تدبیر و دور اندیشى , جامعه اسلامى را از خطرهاى بزرگ نجات داد و اگر علاقه به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دو دستگى نمى ترسید, هرگز اجازه نمى داد رهبرى مسلمانان از دست اوصیاء و خلفاى راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران افتد


 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...





برچسب ها : شناخت مختصرى از زندگانى امیرالمومنین (ع) قسمت سوم , امام علی (ع) ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام علی (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 05:32 ق.ظ

بارى، سپاه قریش هزیمت یافت و افراد تحت فرماندهى عبدالله بن جبیر با دیدن این صحنه خواستند به منظور جمع آورى غنایم رفتند و عبدالله بن جبیر با كمتر از ده نفر همانجا ماند/

در این هنگام خالد بن ولید كه با گروهى سواره نظام در كمین آنان بود، چون این وضع را دید، به آنان حمله كرد و پس از كشتن آنان از پشت جبهه به مسلمانان یورش برد و این همزمان شد با بلند شدن پرچم آنان توسط یكى از زنان قریش بنام «عمره بنت علقمه» كه جهت تشویق سربازان قریش به میدان جنگ آمده بودند/

از این لحظه، وضع جنگ بكلى عوض شد، آرایش جنگى مسلمانان بهم خورد، صفوف آنان از هم پاشید، ارتباط فرماندهى با افراد قطع گردید و مسلمانان شكست خوردند و حدود هفتاد نفر از مجاهدان اسلام، از جمله «حمزه بن عدالمطلب» و «مصعب بن عمیر» یكى از پرچمداران ارتش اسلام، به شهادت رسیدند/

از طرف دیگر ،چون شایعه كشته شدن پیامبر در میدان جنگ توسط دشمن پخش گردید، روحیه بسیارى از مسلمانان متزلزل شد و در اثر فشار نظامى جدید سپاه شرك، اكثریت قریب به اتفاق مسلمانان عقب نشینى كرده و پراكنده شدند، و در میدان جنگ جز افرادى انگشت شمار در كنار پیامبر نماندند و لحظات بحرانى و سرنوشت ساز در تاریخ اسلام فرا رسید/

در اینجا بود كه نقش على (ع) نمایان گردید زیرا على (ع) با شجاعت و رشادتى بى نظیر در كنار پیامبر شمشیر مى‏زد و از وجود مقدس پیشواى عظیم الشان اسلام در برابر یورشهاى مكرر فوجهاى متعدد مشركان حراست مى‏كرد/

«ابن اثیر» در تاریخ خود مى‏نویسد:

پیامبر اسلام (ص) گروهى از مشركین را مشاهده كرد كه عازم حمله بودند، به على دستور داد به آنان حمله كند، على (ع) به فرمان پیامبر به آنان حمله كرد و با كشتن چندین تن موجبات تفرق آنان را فراهم ساخت. پیامبر سپس گروه دیگرى را مشاهده كرد و به على (ع) دستور حمله داد و على آنان را كشت و متفرق ساخت. در این هنگام فرشته وحى به پیامبر عرض كرد: این، نهایت فداكارى است كه على (ع) از خود نشان مى‏دهد. رسول خدا فرمود: او از من است و من از او هستم. در این هنگام صدایى از آسمان شنید كه مى‏گفت: «لاسیف الا ذوالفقار، ولافتى الا على» (34)/

«ابن ابى الحدید» نیز مى‏نویسد:

هنگامیكه غالب یاران پیامبر پا به فرار نهادند، فشار دسته‏هاى مختلف دشمن به سوى پیامبر بالا گرفت. دسته‏اى از قبیله «بنى كنانه» و گروهى از قبیله «بى عبد مناه» كه در میان آنان چهار جنگجوى نامور به چشم مى‏خورد، به سوى پیامبر یورش بردند. پیامبر به على (ع) فرمود: حمله اینها را دفع كن. على (ع) كه پیاده مى‏جنگید، به آن گروه كه پنجاه نفر بود حمله كرده و آنان را متفرق ساخت. آنان چند بار مجددا گرد هم جمع شده و حمله كردند، باز هم على (ع) حمله آنان را دفع كرد. در این حملات، چهار نفر از قهرمانان مزبور و ده نفر دیگر كه نامشان در تاریخ مشخص نشده است، به دست على (ع) كشته شدند/

«جبرئیل» به رسول خدا گفت: راستى كه على (ع) مواسات مى‏كند، فرشتگان از مواسات این جوان به شگفت در آمده‏اند/

پیامبر فرمود: چرا چنین نباشد، او از من است و من از او هستم. جبرئیل گفت: من هم از شما هستم. آن روز صدایى از آسمان شنیده شد كه مكرر مى‏گفت: «لاسیف الا ذوالفقار و لا فتى الا على».

ولى گوینده دیده نمى‏شد. از پیامبر سوال كردند كه گوینده كیست؟ فرمود جبرئیل است. (35)

ج- در جنگ احزاب (خندق)، چنانكه از نامش پیداست، نبردى بود كه در آن تمام قبائل و گروههاى مختلف دشمنان اسلام براى كوبیدن «اسلام جوان» متحد شده بودند. بعضى از مورخان نفرات سپاه «كفر» را در این جنگ بیش از ده هزار نفر نوشته‏اند، در حالى كه تعداد مسلمانان از سه هزار نفر تجاوز نمى‏كرد/

سران قریش كه فرماندهى این سپاه را به عهده داشتند، با توجه به نفرات و تجهیزات جنگى فراوان خود، نقشه جنگ را چنان طراحى كرده بودن كه به خیال خود با این یورش، مسلمانان را بكلى نابود سازند و براى همیشه از دست محمد (ص) و پیروان او آسوده شوند!. زمانى كه گزارش تحرك قریش به اطلاع پیامبر اسلام رسید، حضرت شوراى نظامى تشكیل داد. در این شورا، سلمان پیشنهاد كرد كه در قسمتهاى نفوذپذیر اطراف مدینه خندقى كنده شود كه مانع عبور و تهاجم دشمن به شهر گردد. این پیشنهاد تصویب شد و ظرف چند روز با همت و تلاش مسلمانان خندق آماده گردید؛ خندقى كه پهناى آن به قدرى بود كه سواران دشمن نمى‏توانستند از آن با پرش بگذرند، و عمق آن نیز به اندازه‏اى بود كه اگر كسى وارد آن مى‏شد، به آسانى نمى‏توانست بیرون بیاید.







 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...





برچسب ها : شناخت مختصرى از زندگانى امیرالمومنین (ع) قسمت دوم , امام علی (ع) ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام علی (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 05:18 ق.ظ

شناخت مختصرى از زندگانى امیرالمومنین (ع)

حضرت على (ع) در سیزده رجب سال 30 عام الفیل در كعبه به دنیا آمد مادرش فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب نام داشت. در بیست و یكم ماه رمضان سال 40 هجرى در شهر كوفه به درجه شهادت رسید. قبر مطهرش در نجف اشرف قرار دارد

بخشهاى زندگانى على (ع)
با توجه به اینكه امیرمومنان ده سال پیش از بعثت پیامبر (ص) دیده به جهان گشود و در حوادث تاریخ اسلام هموارده در كنار پیامبر اسلام (ص) قرار داشت و پس از درگذشت آن حضرت نیز سى سال زندگى نمود، مى‏توان مجموع عمر 63 ساله او را به پنج بخش زیر تقسیم نمود:

1- از ولادت تا بعثت پیامبر اسلام،

2- از بعثت تا هجرت پیامبر به مدینه،

3- از هجرت تا درگذشت پیامبر اسلام،

4- از رحلت پیامبر اسلام تا آغاز خلافت آن حضرت،

5- دوران خلافت آن بزرگوار

1- از ولادت تا بعثت پیامبر اسلام( ص)

چنانكه اشاره كردیم، اگر مجموع عمر على (ع) را به پنج بخش تقسیم كنیم، نخستین بخش آن را زندگى امام پیش از بعثت پیامبر تشكیل مى‏دهد. مقدار عمر امام در این بخش از ده سال تجاوز نمى‏كند زیرا زمانى كه على (ع) دیده به جهان گشود، بیش از سى سال از عمر پیامبر نگذشته بود و پیامبر در چهل سالگى به رسالت مبعوث گردید، بنابراین على (ع) در موقع بعثت پیامبر بیش از ده سال نداشت.

در آغوش پیامبر

على(ع) در این دوره كه دوره حساس شكل‏گیرى شخصیت و دوره پذیرش تربیتى و روحى او بود، در خانه حضرت محمد (ص) و تحت تربیت او به سربرد. مورخان اسلامى در این زمینه مى‏نویسند:

یك سال، قحطى بزرگى در مكه رخ داد. در آن زمان ابوطالب عموى پیامبر داراى عائله زیاد و هزینه سنگینى بود. حضرت محمد (ص )به عموى دیگر خود «عباس» كه از ثروتمندترین افراد بنى هاشم بود، پیشنهاد كرد كه هر كدام از ما یكى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببریم تا فشار مالى ابوطالب كم شود، عباس موافقت كرد، و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضو(ع) را با او در میان گذاشتند. ابوطالب با این پیشنهاد موافقت كرد. در نتیجه عباس، «جعفر» و حضرت محمد ص «على» را به خانه خود برد. على (ع) همچنان در خانه آن حضرت بود تا آنكه خداوند او را به نبوت مبعوث فرمود و على (ع) او را تصدیق كرد و از او پیروى نمود.(1) پیامبر اسلام (ص) پس از گرفتن على (ع) فرمود: همان را برگزیدم كه خدا او را براى من برگزید.(2)

از آنجا كه حضرت محمد (ص) در سنین كودكى - پس از درگذشت عبدالمطلب - در حانه عمویش ابوطالب و تحت كفالت او بزرگ شده بود، مى‏خواست با تربیت یكى از فرزندان او، زحمات وى و همسرش فاطمه بنت اسد را جبران كند و از میان فرزندان او نظر به على (ع) داشت

على (ع) در دوران خلافت خود، در خطبه «قاصعه» به این دوره تربیتى خود اشاره نموده و مى‏فرماید:

«شما (یاران پیامبر) از خویشاوندى نزدیك من با رسول خدا و موقعیت خاصى كه با آن حضرت داشتم آگاهید و مى‏دانید موقعى كه من خردسال بودم، پیامبر مرا در آغوش مى‏گرفت و به سینه خود مى‏فشرد و مرا در بستر خود مى‏خوابانید به طورى كه من بدن او را لمس مى‏كردم، بوى خوش آن را مى‏شنیدم و او غذا در دهان من مى‏گذارد

من همچون بچه‏اى كه به دنبال مادرش مى‏رود، همه جا همراه او مى‏رفتم، هر روز یكى از فضائل اخلاقى خود را به من تعلیم مى‏كرد و دستور مى‏داد كه از آن پیروى كنم.»(3)

على (ع) در غار حرأ

حضرت محمد (ص) پیش از آنكه به رسالت مبعوث شود، سالى یك ماه در غار حرأ به عبادت مى‏پرداخت (4)و در این مدت اگر تهیدستى نزد وى مى‏رفت به او طعام مى‏داد و وقتى كه ماه به پایان مى‏رسید و مى‏خواست به خانه برگردد، ابتدأا به مسجدالحرام مى‏رفت و هفت بار یا هر قدر كه خدا مى‏خواست خانه خدا را طواف مى‏كرد و سپس به منزل خود باز مى‏گشت. (5)

قرائن نشان مى‏دهد كه حضرت محمد (ص) با عنایت شدیدى كه نسبت به على (ع) داشت او را در آن یك ماه همراه خود به حرأ مى‏برد

وقتى كه فرشته وحى براى نخستین بار در همان غار بر حضرت محمد (ص) نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، على (ع) در كنار آن حضرت بود و آن روز از همان ماهى بود كه حضرت محمد (ص) براى عبادت به كوه حرأ مى‏رفت

على (ع) در خطبه «قاصعه» در این باره مى‏فرماید:

«پیامبر هر سال در كوه حرأ به عبادت مى‏پرداخت و جز من كسى او را نمى‏دید...هنگامى كه وحى بر آن حضرت نازل شد، صداى ناله شیطان را شنیدم، به رسول خدا عرض كردم: این ناله چیست؟ فرمود: این ناله شیطان است و علت ناله‏اش این است كه او از اینكه در روى زمین اطاعت شود، ناامید گشته است. آنچه را من مى‏شنوم تو نیز مى‏شنوى و آنچه را مى‏بینم تو نیز مى‏بینى جز اینكه تو پیامبر نیستى، بلكه وزیر (من) و بر خیر و نیكى هستى.» (6)

این گفتار گر چه مى‏تواند مربوط به عبادت پیامبر در حرأ در دوران پس از رسالت باشد، ولى قرائن گذشته و اینكه عبادت پیامبر در حرأ غالبا قبل از رسالت بوده است، نشان مى‏دهد كه این گفتار مربوط به دوران قبل از رسالت پیامبر اسلام (ص) باشد. در هر حال پاكى روح على (ع) و تربیتهاى پیگیر پیامبر سبب شد كه او در همان دوران كودكى با قلب حساس، دیده نافذ و گوش شنوا، چیزهایى را ببیند و اصواتى را بشنود كه براى مردم عادى دیدن و شنیدن آنها ممكن نیست.

ابن ابى الحدید معتزلى در شرح نهج البلاغه مى‏نویسد:

«در كتب صحاح روایت شده است كه وقتى جبرئیل براى نخستین بار بر پیامبر نازل گردید و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، على (ع) در كنار پیامبر اسلام بود.»(7)

از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: «على (ع) پیش از رسالت پیامبر اسلام ص همراه آن حضرت نور نبوت را مى‏دید و صداى فرشته را مى‏شنید. پیامبر اسلام (ص) به او مى‏فرمود: اگر من خاتم پیامبران نبودم، تو شایستگى مقام نبوت را داشتى ولى تو وصى و وارث من، سرور اوصیأ و پیشواى پرهیزگاران هستى.»(8)

2- از بعثت تا هجرت پیامبر

دومین قسمت از زندگانى على (ع) را بخش از بعثت تا هجرت به مدینه تشكیل مى‏دهد كه از نظر زمانى سیزده سال مى‏شود. این بخش از زندگانى امام شامل یك سلسله خدمات و مجاهدات درخشان و اقدامات بزرگ و برجسته على (ع) در راه پیشرفت اسلام مى‏باشد كه در تاریخ اسلام نصیب كسى جز او نشده است

نخستین كسى كه اسلام آورد

نخستین افتخار على (ع) در این دوران پیشگام بودن وى در پذیرفتن اسلام، و یا به عبارت صحیح‏تر، ابراز و اظهار اسلام دیرینه خویش است زیرا على (ع) از كوچكى یكتاپرست بود و هرگز آلوده به بت پرستى نبود(9)تا اسلام او به معناى دست كشیدن از بت پرستى باشد (در حالى كه در مورد سایر یاران پیامبر چنین نبود)

پیشگام بودن در پذیرفتن اسلام، ارزشى است كه قرآن مجید روى آن تكیه كرده و صریحا اعلام نموده است كه كسانى كه در گرایش به اسلام پیشگام بوده‏اند، در پیشگاه خدا ارزش والایى دارند، آنجا كه مى‏فرماید: «و پیشگامان، پیشگام، آنان مقربانند.»(10)

توجه خاص قران به موضو(ع) «سبقت در گروش به آیین اسلام» به حدى است كه حتى كسانى را كه پیش از فتح مكه ایمان آورده و جان و مال خود را در راه خدا بذل نموده‏اند، ز افرادى كه پس از پیروزى مسلمانان برمكیان، ایمان آورده و جهاد كرده‏اند، برتر شمرده است چه رسد به كسانى كه پیش از هجرت و در سالهاى نخست ظهور اسلام، مسلمان شده‏اند، آنجا كه مى‏فرماید:

«كسانى از شما كه پیش از پیروزى (فتح مكه) در راه خدا انفاق كردند و سپس به جهاد پرداختند، با كسانى كه بعد از آن در راه خدا انفاق و جهاد كردند، یكسان نیستند، بلكه آنان در پیشگاه خدا مقامى برتر دارند و خداوند به هر دو وعده نیك داده است...»(11)

علت برترى امیان مسلمانان پیش از فتح مكه (كه در سال هشتم هجرى صورت گرفت) این است كه آنان در موقعى ایمان آورند كه اسلام در جزیره العرب به اوج عظمت نرسیده بود و هنوز پایگاه بت پرستان یعنى شهر مكه به صورت دژ شكست ناپذیرى باقى بود و خطرهایى از هر طرف جان و مال مسلمانان را تهدید مى‏كرد. البته مسلمانان پس از مهاجرت به مدینه و گرایش اوس و خزرج و قبایل اطراف مدینه به اسلام، از پیشرفت و ایمنى نسبى برخوردار بودند و در بسیارى از درگیریهاى نظامى غالب و پیروز مى‏شدند، ولى خطر هنوز بكلى برطرف نشده بود. بنابراین در صورتى كه گروش به اسلام و بذل مال و جان در چنین شرائطى، از ارزش خاصى برخوردار باشد، قطعا اظهار ایمان و اسلام در آغاز دعوت پیامبر كه قدرتى جز قدرت قریش و نیرویى جز نیروى بت پرستان در كار نبود، ارزش بالاتر و بیشترى خواهد داشت. از این نظر سبقت در اسلام در میان یاران پیامبر، از افتخارات مهم بشمار مى‏رفت

با این توضیح میزان ارزش پیشگامى على (ع) در اسلام بخوبى روشن مى‏گردد

دلائل پیشگامى على (ع) در اسلام

دلائل و شواهد پیشگامى على (ع) در متون اسلامى به قدرى فراوان است كه بیان همه آنها از حد گنجایش این كتاب بیرون است ولى به عنوان نمونه تعدادى از آنها را ذیلا مى‏آوریم:

الف- پیش از همه، خود پیامبر اسلام (ص) به پیشقدم بودن على (ع) تصریح كرده و در میان جمعى از یاران خود فرمود:

«نخستین كسى كه در روز رستاخیز با من در كنار حوض (كوثر) ملاقات مى‏كند پیشقدمترین شما در اسلام، على بن ابى طالب است.» (12)
ب - دانشمندان و محدثان نقل مى‏كنند:



 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...





برچسب ها : شناخت مختصرى از زندگانى امیرالمومنین (ع) , امام علی (ع) ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام علی (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 05:14 ق.ظ

پس از اداى شهادتین آن لبهاى نیمه باز و نازنین بهم بسته شد و طایر روحش باوج ملكوت اعلا پرواز نمود و بدین ترتیب دوران زندگى مردى كه در تمام مدت‏عمر جز حق و حقیقت هدفى نداشت بپایان رسید (1) .

هنگام شهادت سن شریف على علیه السلام 63 سال و مدت امامتش نزدیك سى سال و دوران خلافت ظاهریش نیز در حدود پنج سال بود.امام حسن علیه السلام باتفاق حسین علیه السلام و چند تن دیگر بتجهیز او پرداخته و پس از انجام تشریفات مذهبى جسد آنحضرت را در پشت كوفه در غرى كه امروز به نجف معروف است دفن كردند و همچنانكه خود حضرت امیر علیه السلام سفارش كرده بود براى اینكه دشمنان وى از بنى امیه و خوارج جسد آنجناب را از قبر خارج نسازند و بدان اهانت و جسارت ننمایند محل قبر را با زمین یكسان نمودند كه معلوم نباشد و قبر على علیه السلام تا زمان حضرت صادق علیه السلام از انظار پوشیده و مخفى بود و موقعیكه منصور دوانقى دومین خلیفه عباسى آنحضرت را از مدینه بعراق خواست هنگام رسیدن بكوفه بزیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام رفته و محل آنرا مشخص نمود.


 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...




برچسب ها : شهادت على علیه السلام قسمت دوم , امام علی (ع) ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام علی (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 05:12 ق.ظ

شهادت على علیه السلام

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ...
 

على علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت بكوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حكام ایالات نیز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امكان به بسیج پرداخته و گروههاى تجهیز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.

تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نیروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و باردوگاه نخیله پیوستند،على علیه السلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمین و تهیه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را بعمل آورد،فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاویه و مخصوصا از نیرنگهاى عمرو عاص دل پر كینه داشتند در این كار مهم حضرتش را یارى نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على علیه السلام پس از ایراد یك خطابه غراء تمام سپاهیان خود را بهیجان آورده و آنها را براى حركت بسوى شام آماده نمود ولى در این هنگام خامه تقدیر سرنوشت دیگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقیم گردانید.

فراریان خوارج،مكه را مركز عملیات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان باسامى عبد الرحمن بن ملجم و برك بن عبد الله و عمرو بن بكر در یكى از شبها گرد هم آمده واز گذشته مسلمین صحبت میكردند،در ضمن گفتگو باین نتیجه رسیدند كه باعث این همه خونریزى و برادر كشى،معاویه و عمرو عاص و على علیه السلام میباشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین بكلى آسوده شده و تكلیف خود را معین مى‏كنند،این سه نفر با هم پیمان بستند و آنرا بسوگند مؤكد كردند كه هر یك از آنها داوطلب كشتن یكى از این سه نفر باشد عبد الرحمن بن ملجم متعهد قتل على علیه السلام شد،عمرو بن بكر عهده‏دار كشتن عمرو عاص گردید،برك بن عبد الله نیز قتل معاویه را بگردن گرفت و هر یك شمشیر خود را با سم مهلك زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه این قرار داد بطور محرمانه و سرى در مكه كشیده شد و براى اینكه هر سه نفر در یكموقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را كه شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار میمانند براى این منظور انتخاب كردند و هر یك از آنها براى انجام ماموریت خود بسوى مقصد روانه گردید،عمرو بن بكر براى كشتن عمرو عاص بمصر رفت و برك بن عبد الله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد ابن ملجم نیز راه كوفه را پیش گرفت.


برك بن عبد الله در شام بمسجد رفت و در لیله نوزدهم در صف یكم نماز ایستاد و چون معاویه سر بر سجده نهاد برك شمشیر خود را فرود آورد ولى در اثر دستپاچگى شمشیر او بجاى فرق معاویه بر ران وى اصابت نمود.

معاویه زخم شدید برداشت و فورا بخانه خود منتقل و بسترى گردید و ضارب را نیز پیش او حاضر ساختند،معاویه گفت تو چه جرأتى داشتى كه چنین كارى كردى؟


 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...



برچسب ها : شهادت على علیه السلام , امام علی (ع) ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام علی (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 04:57 ق.ظ

 وصیت امیر مؤمنان (ع)
طبرى در تاریخ و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین وصیت نامه امیر مؤمنان (ع) را ذكر كرده‏اند.این وصیت نامه چنین است:«بسم الله الرحمن الرحیم.این وصیت نامه على بن ابیطالب است.گواهى مى‏دهد كه معبودى جز خداى بى شریك نیست و محمد بنده و پیامبر اوست كه وى را با هدایت و آیین حق فرستاد كه بر همه دینها چیرگى دهد اگر چه مشركان آن را ناخوش دارند.نماز و عبادت و زندگى و مرگ من براى خداى بى‏شریك،پروردگار جهانیان است .چنین مأمور شده‏ام و من از مسلمانانم.شما دو تن (حسن و حسین (ع)) را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم.در جست‏وجوى دنیا نباشید اگر چه دنیا در جست‏وجوى شما باشد.و بر چیزى از دنیا كه از دست شما مى‏رود دریغ مخورید.جز حق مگویید و براى پاداش كار كنید (براى آخرت كار كنید.) دشمن ستمگر و یاور مظلوم و ستمدیده باشید.شما دو تن و همه فرزندان و خانواده‏ام و هر كس را كه این وصیت‏نامه من به دست او مى‏رسد به تقواى الهى و رعایت نظم در كارها و اصلاح میان خودتان سفارش مى‏كنم.زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود:اصلاح میان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمنى مكنید كه باعث زوال دین است.و نیرویى نیست مگر به استعانت خدا. به خویشاوندان خود بنگرید.پس با آنها رفت و آمد كنید كه خداوند محاسبه را بر شما سبك مى‏كند.خدا را،خدا را در مورد یتیمان رعایت كنید.گرسنه‏شان نگه ندارید و در محضر شما در رنج و خوارى نیفتند.زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود:هر كس یتیمى را سرپرستى كند تا بى‏نیاز شود خداوند بهشت را براى او واجب مى‏گرداند.چنان كه اگر كسى مال یتیمى را بخورد،جهنم را بر او واجب مى‏كند.خدا را،خدا را در مورد قرآن منظور دارید تا مبادا دیگران در عمل بدان از شما پیشى نگیرند.خدا را،خدا را در مورد همسایگانتان پیش نظر آورید كه سفارش شدگان پیامبرتان هستند.او همواره رعایت آنان را به ما سفارش مى‏كرد تا آنجا كه ما گمان بردیم براى همسایه ارث مقرر خواهد شد.خدا را،خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور دارید.پس تا زمانى كه باقى هستید نباید از وجود شما خالى باشد كه اگر متروك شود نتوانید همتایى براى آن قرار دهید.و كوچك‏ترین چیز براى كسى كه از آن بازگردد،آمرزش تمام گناهانى است كه پیش از آن مرتكب شده بود.خدا را خدا را درباره نماز رعایت كنید كه آن بهترین كردارها و ستون دین شماست.خدا را خدا را درباره زكات پیش چشم آورید كه آن خشم پروردگارتان را فرومى‏نشاند.خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهایتان منظور دارید.جز این نیست كه دو تن در راه خدا جهاد مى‏كنند.پیشواى هدایت كننده و كسى كه مطیع او و پیرو هدایت اوست.خدا را،خدا را درباره ذریه پیامبرتان (ص) رعایت كنید و مبادا پیش روى شما به آنان ستم كنند.خدا را،خدا را در مورد یاران پیامبرتان (ص) منظور دارید كسانى كه بدعتى از آنان سر نزده و بدعتگذارى را پناه نداده‏اند.زیرا رسول خداى بدانان سفارش كرده و بدعتگذاران آنان و غیر آنان و پناه‏دهندگان به آنان را لعنت فرموده است.خدا را،خدا را در مورد مستمندان و مسكینان پیش چشم آورید.پس آنان را در زندگى خود سهیم كنید.و خدا را،خدا را در مورد زنان و كنیزان خود رعایت كنید.زیرا آخرین چیزى كه رسول خدا (ص) بدان سفارش كرد این بود كه فرمود:شما را به رعایت دو دسته سفارش مى‏كنم.زنان و كنیزان.سپس فرمود:نماز.نماز.در راه خدا از سرزنش سرزنشگرى بیم مدارید .خداوند شما را از شر كسانى كه بر ضد شمایند،كفایت كند.با مردم به نیكویى سخن بگویید چنان كه خداوند شما را بدان فرموده است.و امر به معروف و نهى از منكر را كنار مگذارید كه در این صورت خداوند بدان شما را بر شما حاكم كند.آن‏گاه دعا مى‏كنید ولى به استجابت نمى‏رسد.بر شما باد دوستى و بخشندگى و از جدایى و دشمنى و پراكندگى برحذر باشید.در كار نیك و پرهیزگارى یار همدیگر باشید و بر گناه و ستم همدلى مكنید.پرواى خدا پیشه كنید كه خدا سخت مجازات است.خداوند دودمان شما را حفظ كند و پیغمبر را در میان شما برجاى دارد و شما را به خدا مى‏سپارم كه بهترین نگهدارنده است.و سلام و رحمت و بركات الهى را بر شما مى‏خوانم».





 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...





برچسب ها : وصیت امیر مؤمنان (ع) , امام علی (ع) ,