تبلیغات
PACT

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
منوی اصلی
نظرسنجی
نظرتون در مورد کیفیت وبلاگ چیه ؟

درباره ما

سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
ایجاد کننده وبلاگ : فرشته عبادی

این صفحه را به اشتراک بگذارید
اس ام اس جدید عکس آهنگ جدید و فوق العاده زیبای شهرام امیری به نام بزار خیال كنم | تاریخ صدر اسلام Tamer Hosny - Fairuz تم n73 sms rooz madar - اس ام اس تبریک روز مادر و زن امام علی (ع) اس ام اس جوک Mobile sms Mohammad Jahandar - Khanoom اس ام اس تبریک روز مادر و زن قسمت دوم امام حسن (ع) اس ام اس لاو پیامک های بسیار زیبا اس ام اس مبعث فال حافظ اس ام اس های عاشقانه اس ام اس و پیامک آغاز ماه مبارک رمضان - sms jadid mah ramezan اس ام اس روز یک دستور عالی برای کاربران ویندوزv نصب ویندوز xp بصورت کاملاً خو تاریخ ایران اسلامی اس ام اس احضار امام (ع) از مدینه به سامراء عکس جدید اس ام اس عشقولانه ویدئو جدید و زیبای محمد جهاندار به نام خانوم اس ام اس تازه پیام کوتاه - sms - اس ام اس تسلیت تاسوعا و عاشورا خلفای راشدین نرم افزار نوکیا سری nجدید اس ام اس موبایل اس ام اس سرکاری مجموعه اس ام اس های تبریک مبعث پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی آهنگ جدید و بسیار زیبای Tamer Hosny به نام Fariuz اس ام اس عشقی sms عاشقانه اس ام اس شب یلدا - پیامك برای شب یلدا - sms و پیام کوتاه اس ام اس 2009 حكومت امویان اس ام اس عاشقانه جدید اس ام اس عاشقانه فال حافظ جاوا اوضاع سیاسى آهنگ جدید و زیبای Zipp Bax به نام Every Body راهنمای خرید یك حافظه جانبی فلش پیامک روز مبعث ( آهنگساز : امیر هوشنگ شاهرخی ) پیامک عاشقانه
آخرین مطالب

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام حسن (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 07:58 ق.ظ

 زندگانى سیاسى امام حسن (ع ) در عهد عثمان 

امام حسن (ع ) در وداع با ابوذر  
 یا عماه !
لو لا انه ینبغى للمودع اءن یسكت ، وللمشیع اءن ینصرف ، لقصر الكلام ، و اءن طال الاسف و قد اءتى من القوم الیك ماترى ، فضع عنك الدنیا بتذكر فراغها، و شدة ما اشتد منها برجاء ما بعدها، و اصبر حتى تلقى نبیك و هو عنك راض ؛))
اى عمو جان ! از آن جایى كه براى وداع كننده شایسته است كه سكونت كند و بدرقه كننده خوب است كه باز گردد سخن كوتاه خواهد، اگر چه تاءسف طولانى و دراز است . این مردم با تو كردند آنچه كه خود مشاهده مى كنى ، پس دنیا را با یادآورى جدایى از آن ، از خود واگذار، و سختى دشوارى ها و ناكامى هاى آن را به امید روزهاى پس از آن ، بر خود هموار كن ، و شكیبایى و صبر پیشه كن تا این كه پیامبر خدا(ص ) را در حالى دیدار كنى كه وى از تو خشنود و راضى باشد.))
این بود كلماتى كه امام حسن (ع ) خطاب به ابوذر بر زبان آورد، آن گاه كه با پدر و برادر و عمویش عقیل و پسر عمویش ، عبدالله بن جعفر، و ابن عباس ‍ با وى تودیع مى كرد. آرى ابوذر همان صحابى جلیل القدرى كه در راه دین و حقیقت به مبارزه و جهاد بى امان با غاصبان خلافت و حاكمان ستمگر پرداخت و در این مسیر هر گونه ظلم و شكنجه و توهین را به جان خرید و سرانجام در تبعیدگاه خود (ربذه ) تنها و غریب به دیار معشوق شتافت .
این سخنان حضرت ، نمایانگر موضع قوى و نیرومندش در قبال دخل و تصرفات و اعمال خلاف شرع و نارواى هیاءت حاكمه بود. موضعى كه مبتنى بود بر حق و حقیقت و عقیده استوار.
امام حسن (ع ) با این كلمات خود، در تحقق اهداف عالى ابوذر سهیم است ، چرا كه در آن اوضاع و احوال لازم بود براى بیدارى امت مسلمان از خواب غفلت و آگاهى مسلمین از وقایعى كه مى گذشت و حوادثى كه به وقوع مى پیوست ، فریادى برآورد و به آنان تفهیم نمود كه چنین نیست كه همواره باید حاكم مؤ اخذه نشود. حاكم ، بر قانون تفوق و برترى ندارد، بلكه باید پشتیبان و مدافع قانون باشد و هر گاه مرتكب اعمال خلاف گردید یا مقام و منصب را در خدمت هواهاى نفسانى و منافع خصوصى خود قرار داد، هر كس حق دارد در مقابل او موضع گیرى كند و از حق دفاع نماید و از هیچ تلاش و كوششى در راه زدودن ظلم یا حیف و میلى كه از وى سر زده دریغ نورزد.
از طرف دیگر، از آن جاى كه شرایط و اوضاع و احوال چنان است كه به امیرالمؤ منین و فرزندانش حسن و حسین (ع ) و پیروان مخلص آنان فرصت اتخاذ چنین موضعى را - آن طور كه ابوذر كرد - نمى دهد لااقل باید نظر خویش را كه همان اسلام حقیقى است ، در مورد ابوذر و موضع بر حق او اعلان نمایند. این كار مى تواند به موضع ابوذر ابعاد عظیم تبلیغاتى ، فكرى و سیاسى داده ، از آثارى كه در آینده به دنبال خواهد داشت حمایت كند از این رو على رغم ممانعت عثمان از بدرقه ابوذر، امیرالمؤ منین (ع ) دست دو فرزندش حسن و حسین (ع ) را گرفت و همراه برادرش عقیل و برادرزاده اش ‍ عبدالله بن جعفر و ابن عباس براى تودیع وى بیرون آمد آن گاه برخورد حضرت با مروان پیش آمد و منجر به ماجراى دیگرى شد كه بین آنان و خلیفه به وقوع پیوست . به این حوادث ، مورخان زیادى اشاره كرده اند امیرالمؤ منین (ع ) اقدامات دیگرى نیز انجام داد كه فعلا مجال بررسى آن نیست .
اگر به دقت در سخنان حضرت مجتبى (ع ) در وداع ابوذر بنگریم ، خواهیم دید كه حاوى موارد زیر بود:
تاءسف عمیق از رفتار هیاءت حاكمه با ابوذر، تشویق وى به ادامه مبارزه ، رضایت پروردگار و خشنودى رسول اكرم (ص ) از این عمل .
از طرفى امام (ع ) كوشید تا تحمل این ظلم عظیم و جنایت بزرگ را بر دوش ‍ ابوذر آسان كند و بینشى به او بدهد كه از شدت سختى بكاهد و رویارویى با سختى هایى را كه از این به بعد در انتظار اوست ، برایش قابل تحمل سازد؛ از این رو فرمود:
((دنیا را با یادآورى جدایى آن ، از خود واگذار و سختى دشوارى ها و ناكامى هاى آن را به امید روزهاى پس از آن بر خود هموار كن !))
این گفته هاى حضرت ، بیانگر راز حقیقى (بینش توحیدى نسبت به دنیا و آخرت ) است كه مى تواند شخصیت فرد مسلمان را از هر سلاح و قدرتى كه در دست طغیانگران و اشرار است ، قوى تر و مستحكم تر نماید، و از سوى دیگر قادر است انسان مسلمان را طورى بار آورد كه با رضایت و اطمینان تمام هر آنچه در اختیار دارد و حتى جان خویش را در كف اخلاص گذاشته ، در این راه فدا كند، و بالاتر از آن ، وى را آن چنان سازد كه با احساسى مالامال از سرور و خوشحالى و بلكه سرشار از شادمانى و سعادت ، چنین از جان گذشتگى كند.
شركت امام حسن (ع ) در فتوحات  
1.گویند: طبرستان به دست سعیدبن عاص ، سركرده مجاهدان مسلمان ، در سال 30ه‍ فتح شد.
پیش از آن ، مردم طبرستان با سویدبن مقرن در زمان عمر به پرداخت خراج مصالحه كرده بودند، ولى در زمان عثمان ، سعیدبن عاص به آن جا لشكر كشید حسن و حسین و ابن عباس از افراد سپاه سعیدبن عاص بودند.
درباره شركت امام حسن (ع ) ابونعیم مى گوید:
((حسن به عنوان رزمنده وارد اصفهان شد و از آن جا به عزم ملحق شدن به مبارزان گرگان عبور كرد.))
بنابر عقیده سهمى ، امام حسن (ع ) و برادرش امام حسین (ع ) از كسانى بودند كه وارد گرگان شدند.
2. درباره فتح آفریقا مى گویند:
عثمان به سال 26 سال هجرى ارتشى را براى فتح آفریقا بسیج كرد. سردارى سپاه را به عبدالله بن ابى سرح سپرد. در میان جنگجویان سپاه تنى چند از صحابه بودند، از جمله : [عبدالله ] بن عباس ، پسر ابن عمر، پسر عمروبن عاص ، (عبدالله ) بن جعفر، حسن ، حسین و (عبدالله ) بن زبیر
تفسیر و توجیه  
بعضى سعى كرده اند شركت امام حسن (ع ) در فتوحات را چنین توجیه كنند:

 

ادامه مقاله در ادامه مطلب...



برچسب ها : زندگانى سیاسى امام حسن (ع ) در عهد عثمان ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام حسن (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 07:51 ق.ظ

جو نا مساعد

چنانكه دیدیم، «فضاى سیاسى دوره معاویه فضاى صریحى نبود كه یك مصلح بتواند از یك راه مشخص، امر را فیصله دهد، و جامعه، با هوشیارى، جهت خویش راپیدا كند، چنین نبود، بلكه جوى بود كه هر مصلحى در آن جو مى‏بایست مراقب عمل رهبران فساد باشد و در هر فرصت- با توجه به امكانات خود و چگونگى اطرافیان خود و شكل مواجهه دشمن- عكس العملى مناسب نشان دهد، تا بدین گونه «حقیقت مغلوب» را بر «غالب» پیروز گرداند. این، مشكل عمده روزگار امام حسن بود. در آن روزگار، آنچه به نام «شهادت» شناخته شده بود تأثیرى كه باید، نداشت. در واقع شهادت نیز مانند بسیارى از پدیده‏ها، زمینه مساعدى مى‏خواهد تا بتواند از صورت یك شهادت و اخلاص فردى در آید و شكل یك پدیده اجتماعى موثر به خود گیرد و خون شهید در رگ دیگر مردم، حیات بیافریند.

قرائن تاریخى نشان مى‏دهند كه اگر امام با سپاه سست عنصرى كه دور او را گرفته بودند- و یادى از آنان گذشت كه چه كردند- بر مى‏خاست و میان خود و معاویه شمشیر مى‏نهاد، او را به زودى به عنوان یك شهید قهرمان، نمى‏كشتند، بلكه او را اسیر مى‏كردند! معاویه مى‏خواست ننگى را كه او و خاندانش از دست سربازان اسلام دیده بودند، و روزى به دست سربازان سلحشور اسلام اسیر شده بودند، از طریق اسیر كردن یكى از بزرگان آل محمد(ص) جبران كند. پس امام در صورت شكست خوردن، به صورت شهیدى قهرمان- انسان كه درعاشورا پیش آمد- كشته نمى‏شد، بلكه او به دست معاویه گرفتار مى‏شد و سرانجام به گونه‏اى نامعلوم تلف مى‏گشت، و این، یكى از زیانهاى بزرگ بود كه در آن روز متوجه موضع حق مى‏شد.

ادامه مقاله در ادامه مطلب...



برچسب ها : شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن علیه سلام قسمت سوم ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام حسن (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 07:44 ق.ظ

ذیلا نظر خوانندگان را به توضیحات بیشرتى در این زمینه جلب مى‏كنیم:

مردم پیمان شكن‏

همانطور كه قبلا گفته شد، مردم عراق و كوفه یكدل و یك جهت نبودند، بلكه مردمى متلوّن و بیوفا و غیر قابل اعتماد بودند كه هر روز زیر پرچم گرد مى‏آمدند و همواره تابع وضع موجود و قدرت روز بودند و به اصطلاح نان را به نرخ روز مى‏خوردند. بر اساس همین روحیه بود كه همزمان با بحران آرایش سپاه و بسیج نیروهاى طرفین، عده‏اى از روساى قبائل و افراد وابسته به خاندانهاى بزرگ كوفه، به امام خیانت كرده و به معاویه نامه‏ها نوشتند و تایید وحمایت خود را از حكومت وى ابراز نمودند و مخفیانه او را براى حركت به سوى عراق تشویق كردند و تضمین نمودند كه به محض نزدیك شدن وى، امام حسن (ع) را تسلیم كنند .

معاویه نیز عین نامه‏ها را براى امام مجتبى (ع) فرستاد و پیغام داد كه چگونه با اتكا به چنین افرادى حاضر به جنگ با وى شده است؟ (27)

فرمانده خائن

امام حسن (ع) پس از آنكه كوفه را به قصد جنگ با معاویه ترك گفت «عبیدالله بن عباس» را با دوازده هزار نفر سپاه، به عنوان طلایه لشكر، گسیل داشت و «قیس بن سعد» و «سعید بن قیس» را كه هر دو از یاران بزرگ آن حضرت بودند، به عنوان مشاور و جانشین وى تعیین نمود تا اگر براى یكى از این سه نفر حادثه‏اى پیش آمد، بترتیب، دیگرى جایگزین وى گردد.(28)

حضرت مجتبى (ع) خط سیر پیشروى سپاه را تعیین فرمود و دستور داد در هر كجا كه به سپاه معاویه رسیدند جلوى پیشروى آنها را بگیرند و جریان را به امام (ع) گزارش دهند تابى درنگ با سپاه اصلى به آنها ملحق شود.(29)

«عبیدالله» فوج تحت فرماندهى خود را حركت داد و در محلى بنام «مسكن» با سپاه معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.

طولى نكشید به امام (ع) گزارش رسید كه عبیدالله با دریافت یك میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وى پیوسته است. (30)

پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانى، در تضعیف روحیه سپاه و تزلزل موقعیت نظامى امام (ع) تا چه حد موثر بود، ولى هر چه بود «قیس بن سعد» كه مردى شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان امیرمومنان بسیار باوفا بود، طبق دستور امام حسن (ع) فرماندهى سپاه را به عهده گرفت و طى سخنان مهیجى كوشید روحیه سربازان را تقویت كند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولى قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان اسلام ایستادگى كرد.(31)





ادامه مقاله در ادامه مطلب...





برچسب ها : شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن علیه سلام قسمت دوم ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام حسن (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 07:24 ق.ظ

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن علیه سلام


پیشواى دوم جهان تشیع كه نخستین میوه پیوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.(1)

حسن بن على ع از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درك نكرد زیرا او تقریبا هفت سال بیش نداشت كه پیامبر اسلام بدرود زندگى گفت.

پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سى سال در كنار پدرش امیر مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسید و در قبرستان «بقیع» در مدینه مدفون .گشت


ادامه مقاله در ادامه مطلب...




برچسب ها : شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن علیه سلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام حسن (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 07:21 ق.ظ

گاهى به‏واپسین روزهاى عمر امام حسن علیه  سلام

 
امام حسن مجتبى(ع) بعد از امضاى قرارداد صلح از كوفه به مدینه جدش پیامبر خدا(ص) بازگشت و حدود ده سال در جوار ملكوتى پیامبر(ص) و مسجد النبى(ص) گام‏هاى بسیار اساسى برداشت.

تا سیره و سنت پیامبر و اهل بیتش را به مردم جهان بشناساند و مسلمانان را از سلطه ستم‏شاهى بنى‏امیه به ویژه معاویه نجات بخشد.

از سوى دیگر معاویه راه‏هاى مختلفى را جهت مبارزه با شخصیت اجتماعى و سیاسى امام مجتبى(ع) برگزید تا موقعیت والا و پر نفوذ آن حضرت را از قلب دوستدارانش بزداید لكن به هر جنایتى كه دست مى‏زد نتیجه عكس مى‏گرفت و هر روز تعداد علاقه‏مندان به حضرت و شیفتگان دین و حقیقت‏بیشتر مى‏شد از این جهت تصمیم گرفت‏شخص آن بزرگوار را از بین ببرد تا شاید دیگر افراد خاندان اهل بیت(ع) و ساداتى كه در صدد مبارزه با رژیم وى بودند نا امید گردند و خود آن بزرگوار را كه بعنوان بزرگترین سد و مانع سر راهش بود از میان بردارد.
جنون‏آمیزترین جنایت معاویه

معاویه بارها تصمیم بر مسموم كردن امام مجتبى(ع) گرفت و به واسطه‏هاى پنهان زیادى متوسل گردید حاكم نیشابورى با سند معتبر از ام بكر بنت مسور نقل مى‏كند كه گفت:

«كان الحسن بن على[ع] سم مرارا كل ذلك یغلت‏حتى كانت مرة الاخیرة التى مات فیها فانه كان یختلف كبده، فلم لبث‏بعد ذلك الا ثلاثا حتى توفی; حسن بن‏على[ع] را بارها مسموم كردند، لیكن اثر چندانى نگذاشت ولى در آخرین مرتبه زهر كبدش را پاره‏پاره كرد، كه بعد از آن سه روز بیش‏تر زنده نماند.»

ابن‏ابى‏الحدید مى‏نویسد: «چون معاویه خواست‏براى پسرش یزید بیعت‏بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبى(ع) كرد، زیرا معاویه براى گرفتن بیعت‏به نفع پسرش و موروثى كردن حكومتش مانعى بزرگ‏تر و قوى‏تر از حسن‏بن‏على(ع) نمى‏دید، پس معاویه توطئه كرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد.»

در این توطئه، بیش‏ترین نقش را مروان بن‏حكم كه فرماندار مدینه بود ایفا كرد. وقتى معاویه تصمیم بر این جنایت هولناك گرفت، آخرین مرتبه، طى نامه‏اى سرى از مروان فرماندار خویش خواست تا در مسمومیت‏حسن بن‏على(ع) سرعت گیرد و آن را در اولویت قرار دهد.

مروان جهت اجراى این توطئه مامور شد با جعده دختر اشعث همسر امام مجتبى(ع) تماس برقرار كند. معاویه در نامه‏اش نوشته بود كه جعده یك عنصر ناراضى و ناراحت است و از جهت روحى مى‏تواند با ما همكارى داشته باشد و سفارش كرده بود كه به جعده وعده دهد بعد از انجام ماموریتش او را به همسرى پسرش یزید درخواهد آورد و نیز توصیه كرده بود صد هزار درهم به او بدهد.

بنا به گفته شعبى: چون جعده امام مجتبى(ع) را مسموم كرد، معاویه صدهزار درهم را به او داد، لیكن از ازدواج با پسرش یزید سرباز زد و در پیامى برایش نوشت: «چون علاقه به حیات و زندگى فرزندم یزید دارم، نمى‏گذارم با تو ازدواج كند.»

امام صادق(ع) فرمود: جعده زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام مجتبى(ع) روزه داشت و روزهاى بسیار گرمى بود، به هنگام افطار خواست مقدارى شیر بنوشد، آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود، به مجرد این كه شیر را آشامید، پس از چند دقیقه امام(ع) فریاد برآورد:

ادامه مقاله در ادامه مطلب...



برچسب ها : گاهى به‏واپسین روزهاى عمر امام حسن علیه سلام ,

نویسنده : امیر بهادر مری | دسته بندی : امام حسن (ع) ,

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 9 مرداد 1389 - 07:18 ق.ظ

وصیت امام حسن علیه سلام

درباره اقدامات امام حسین (ع ) براى نابود ساختن این توطئه پلید، در قبال علم و حدیث و نیز درهم شكستن این طوق تحمیلى ، یك متن تاریخى مى گوید: حسن بن على فرزندان خود و برادرش را جمع كرد و گفت :
 ((یا بنى ، وبنى اخى ، انكم صغار قوم یوشك اءن تكونوا كبار آخرین فتعلموا العلم فمن لم یستطع منكم اءن یرویه ، فلیكتبه ولیضعه فى بیته ،))
اى فرزندان من و برادرزادگانم ، امروز شما كودكان قومى هستید كه به زودى بزرگان نسل بعدى خواهید بود، پس دانش بیاموزید و هر كدام از شما نمى تواند روایت نقل كند، آن را بنویسد و در خانه اش نگه دارد.))
خطیب ، قریب به همین مضمون از حسین بن على (ع )روایتى نقل كرده و مى گوید:((جمعى گفته اند: حسین بن على (ع ) به نظر ما - همان طور كه در ابتدا بیان شد - حسن درست است ، واللّه اعلم .))
ما در این جا در صدد بیان تفصیلى این مطلب نیستیم . از خدا مى خواهم كه در فرصت دیگرى ، توفیق انجام این پژوهش را به ما عطا كند، ان شاء اللّه .



برچسب ها : وصیت امام حسن علیه سلام ,