تبلیغات
PACT

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
منوی اصلی
نظرسنجی
نظرتون در مورد کیفیت وبلاگ چیه ؟

درباره ما

سلام به دوستان عزیز. امیدوارم مطالب این وبلاگ مفید و مورد استفاده شما قرار گیرد.


دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند به پایین همین صفحه مراجعه کنید.
ایجاد کننده وبلاگ : فرشته عبادی

این صفحه را به اشتراک بگذارید
sms اس ام اس 2009 فال حافظ اس ام اس تبریک روز مادر و زن قسمت دوم پیام کوتاه - sms - اس ام اس تسلیت تاسوعا و عاشورا اس ام اس موبایل اس ام اس لاو یک دستور عالی برای کاربران ویندوزv نصب ویندوز xp بصورت کاملاً خو Mohammad Jahandar - Khanoom امام حسن (ع) فال حافظ جاوا اوضاع سیاسى آهنگ جدید و بسیار زیبای Tamer Hosny به نام Fariuz تاریخ ایران اسلامی نرم افزار نوکیا سری nجدید اس ام اس عاشقانه جدید راهنمای خرید یك حافظه جانبی فلش عکس جدید اس ام اس Tamer Hosny - Fairuz اس ام اس روز اس ام اس جدید ویدئو جدید و زیبای محمد جهاندار به نام خانوم sms rooz madar - اس ام اس تبریک روز مادر و زن تاریخ صدر اسلام اس ام اس و پیامک آغاز ماه مبارک رمضان - sms jadid mah ramezan اس ام اس های عاشقانه آهنگ جدید و زیبای Zipp Bax به نام Every Body خلفای راشدین پیامک عاشقانه ( آهنگساز : امیر هوشنگ شاهرخی ) تم n73 پیامک روز مبعث sms عاشقانه اس ام اس سرکاری اس ام اس عاشقانه پیامک های بسیار زیبا اس ام اس عشقولانه عکس مجموعه اس ام اس های تبریک مبعث پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی اس ام اس جوک امام علی (ع) احضار امام (ع) از مدینه به سامراء اس ام اس تازه اس ام اس عشقی حكومت امویان اس ام اس مبعث Mobile اس ام اس شب یلدا - پیامك برای شب یلدا - sms و پیام کوتاه آهنگ جدید و فوق العاده زیبای شهرام امیری به نام بزار خیال كنم |
آخرین مطالب

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :


تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 29 شهریور 1389 - 11:16 ق.ظ

زندگی امام هادی (ع) قسمت دوم


مبارزه با غُلات‏

از جمله گروههاى باطل و منحرفى كه در دوران امامت امام هادى - علیه السلام - فعال بودند، گروه غلات را باید نام برد كه افكار و عقاید پوچ و منحط و بى اساسى داشتند و خود را شیعه وانمود مى‏كردند. آنان درباره امام غُلّو نموده براى او مقام اوهیّت قائل مى‏شدند و گاهى نیز خود را منصوب از طرف امام قلمداد مى‏كردند و بدین وسیله موجبات بدنامى شیعیان را در میان فرقه‏هاى دیگر فراهم مى‏كردند. امام هادى از این گروه اظهار تبرى نموده با آنان مبارزه مى‏كرد و تلاش مى‏نمود كه با طرد آنان، اجازه ندهد لكه ننگى بر دامن تشیع بنشیند/

شاید بتوان گفت: علت پیدایش اعتقاد آنان به الوهیت امام، و سایر عقاید پوچ و بى اساس، امور زیر بوده است:

الف - كرامتها، آگاهى غیبى و دیگر امور خارق العاده‏اى كه از امام مشاهده مى‏شد و این گروه كه قادر به توجیه و تحلیل صحیح و پخته این گونه مسائل نبودند، آنها را دستاویز خرافات و بدعتها و حركتهاى ضد اسلامى قرار مى‏دادند/

ب - این گروه منحرف مى‏خواسند قیود و حدود و ضوابط اسلامى را زیر پا گذاشته طبق میلها و هوسهاى خود رفتار كنند، از اینرو تمام محرمات اسلامى را حلال مى‏شمردند/

ج - چشم طمع به اموال مردم دوخته بودند و مى‏خواستند وجوهى را كه شیعیان به ائمه مى‏پداختند به چنگ آورند/

در هر حال غلات گروه خطرناك و گمراه كننده‏اى بودند كه سران آنان افرادى همچون اشخاص زیر بودند:

1 - على بن حَسَكَه قمى/

2 - قاسم یقطینى/

3 - حسن بن محمد بن باباى قمى/

4 - محمد بن نُصیر فهرى/

5- فارس بن حاتم/

به عنوان نمونه، عقیده على بن حسكه بدین قرار بود:

الف - امام هادى - علیه السلام - خدا و خالق و مدبر جهان هستى است!

ب - ابن حسكه نبّى و فرستاده از جانب امام براى هدایت مردم است!

ج - هیچ كدام از فرائض اسلامى از قبیل زكات، حجّ، روزه و... واجب نیست!

محمد بن نصیر فهرى نیز مى‏گفت:

الف - امام هادى - علیه السلام - خالق و پرورگار جهان است!

ب - ازدواج با محارم از قبیل مادر، دختر، وخواهر، جایز است!

ج - لواط جایز، و یكى از راههاى اعمال شهوت است كه خداوند آن را حرام نكرده است!

د - ارواح مردگان در كالبد آیندگان حلول مى‏كند (تناسخ)!


برچسب ها : زندگی امام هادی (ع) قسمت دوم ,


تاریخ ارسال مطلب : یکشنبه 28 شهریور 1389 - 11:14 ق.ظ


زندگی امام هادی (ع)


«امام ابوالحسن على النقى الهادى» - علیه السلام - پیشواى دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال 212 هجرى در اطراف مدینه در محلى به نام «صریا» به دنیا آمد(1). پدرش پیشواى نهم، امام جواد - علیه السلام - و مادرش بانوى گرامى «سمانه» است كه كنیزى با فضیلت و تقوا بود (2).

مشهورترین القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نیز مى‏گویند (3).

امام هادى - علیه السلام - در سال 220 هجرى پس از شهادت پدر گرامیش برمسند امامت نشست و در این هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شریفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامرّأ به شهادت رسید.

خلفاى معاصر حضرت

امام هادى در مدت امامت خود با چند تن از خلفاى عباسى معاصر بود كه به ترتیب زمان عبارتند از:

1 - معتصم، برادر مأمون (217 - 227) (4)/

2 - واثق، پسر معتصم (227 - 232).

3 - متوكل، برادر واثق (232 - 248).

4 - منتصر، پسر متوكل (6 ماه).

5 - مستعین، پسر عموى منتصر (248 - 252).

6 - معتزّ، پسر دیگر متوكل (252 - 255).

امام هادى در زمان خلیفه اخیر مسموم گردید و به شهادت رسید و در خانه خود به خاك سپرده شد.

اوضاع سیاسى، اجتماعى عصر امام

این دوره از خلافت عباسى ویژگیهاى دارد كه آن را از دیگر دوره‏ها جدا مى‏سازد ذیلاً به برخى از این ویژگیها اشاره مى‏كنیم:

1 - زوال هیبت و عظمت خلافت: خلافت، چه در دوره اموى و چه در دوره عباسى، براى خود هیبت و جلالى داشت، ولى در این دوره بر اثر تسلط تركان و بردگان بر دستگاه خلافت، عظمت آن از بین رفت و خلافت همچون گویى به دست این عناصر افتاد كه آن را به هر طرف مى‏خواستند پرتاب مى‏كردند، و خلیفه عملاً یك مقام تشریفاتى بود، ولى در عین حال هر موقع خطرى از جانب مخالفان احساس مى‏شد خلفا و اطرافیان و عموم كارمندان دستگاه خلافت، در سركوبى آن خطر نظر واحدى داشتند.

2 - خوش گذرانى و هوسرانى درباریان: خلفاى عباسى در این دوره به خاطر خلأى كه بر دستگاه خلافت حكومت مى‏كرد، به شب نشینى و خوش گذرانى و میگسارى مى‏پرداختند و دربار خلافت غرق در فساد و گناه بود. صفحات تاریخ اخبار شب نشینیهاى افسانه‏اى آنان را ضبط نموده است.

3 - گسترش ظلم و بیدادگرى و خودكامگى: ظلم و جور و نیز غارت بیت المال و صرف آن در عیاشیها و خوشگذرانیها جان مردم را به لب آورده بود.

4 - گسترش نهضتهاى علوى: در این مقطع از تاریخ، كوشش دولت عباسى بر این بود كه با ایجاد نفرت در جلامعه نسبت به علویان، آنها را تارو مارو سازد. هر موقع كوچكترین شبحى از نهضت علویان مشاهده مى‏شود، برنامه سركوبى بى رحمانه آنان آغاز مى‏گشت، و علت شدت عمل نیز این بود كه دستگاه خلافت با تمام اختناق و كنترلى كه برقرار ساخته بود، خود را متزلزل و ناپایدار مى‏دید و از این نوع نهضتها سخت بیمناك بود.

شیوه علویان در این مقطع زمانى این بود كه از كسى نامى نبرند و مردم را به رهبرى «شخص برگزیده‏اى از آل محمد» دعوت كنند، زیرا سران نهضت مى‏دیدند كه امامان معصوم آنان، در قلب پادگان نظامى «سامرّأ» تحت مراقبت و مواظبت مى‏باشند و دعوت به شخص معین مایه قطع رشته حیات او مى‏گردد. این نهضتها و انقلابها بازتاب گسترش ظلم و فشار بر جامعه اسلامى در آن عصر بود و نسبت مستقیمى با میزان فشار و اختناق داشت، به عنوان نمونه در دوران حكومت «منتصر» كه تا حدى به خاندان نبوت و امامت علاقه‏مند بود و در زمان او كسى متعرض شیعیان و خاندان علوى نمى‏شد، قیامى صورت نگرفت.

تواریخ، تنها در فاصله سال 219 تا 270 قمرى، تعداد 18 قیام ضبط كرده‏اند. این قیامها نوعاً با شكست روبرو شده و توسط حكومت عباسى سركوب مى‏گشتند.

علل شكست قیامها

علل شكست این نهضتها و قیامها را از یك سو باید در ضعف رهبرى و فرماندهى این نهضتها جستجو كرد و از طرف دیگر در طرفداران و یاران این رهبران: رهبران نهضتها نوعاً داراى برنامه صحیح و كاملى نبودند و نابسامانیهایى در كار آنها وجود داشت و از طرف دیگر قیام آنها صدر در صد رنگ اسلامى نداشت و از این جهت معمولاً مورد تأیید امامان زمان خود قرار نمى‏گرفتند.

البته گروهى از یاران و طرفداران این قیامها مردمى مخلص و شیعیان واقعى بودند كه تا سر حد مرگ براى اهداف عالى اسلامى مى‏جنگیدند، ولى تعداد این دسته كم بود و غالب مبارزین كسانى بودند كه اهداف اسلامى روشنى نداشتند، بلكه در اثر ظلم و ستمى كه بر آنان وارد مى‏شد، ناراحت شده و در صدد تغییر اوضاع برآمده بودند. این گروه، در صورت احساس شكست و یا احتمال مرگ، رهبر خود را تنها گذاشته از اطراف او پراكنده مى‏شدند.

چنانكه اشاره شد، اگر بسیارى از این انقلابها مورد تأیید امامان قرار نمى‏گرفت، یا به این دلیل بود كه صد در صد اسلامى نبودند و در اهداف آنها و رهبران آنها انحرافهایى مشاهده مى‏شد و یا طراحى و برنامه ریزى آنها طورى بود كه شكست آنها قابل پیش بینى بود، و لذا اگر امام آشكارا آنها را تأیید مى‏كرد، در صورت شكست قیام، اساس تشیع و امامت و هسته اصلى نیروهاى شیعه در معرض خطر قرار مى‏گرفت.

فعالیتهاى مخفى امام

آنگونه كه جدول مدت حكومت خلفاى عباسى نشان مى‏دهد، از میان آنان متوكل از همه بیشتر با امام هادى معاصر بوده است؛ ازینرو موضعگیرى او را در برابر امام ذیلاً توضیح مى‏دهیم:

متوكل نسبت به بنى هاشم بد رفتارى و خشونت بسیار روا مى‏داشت. او به آنان بدگمان بود و همواره آنان را متهم مى‏نمود. وزیر او «عبدالله بن یحیى بن خاقان» نیز پیوسته از بنى هاشم نزد متوكل سعایت مى‏نمود و او را تشویق به بد رفتارى با آنان مى‏كرد. متوكل در خشونت واجحاف به خاندان علوى گوى سبقت را از تمامى خلفاى بنى عباس ربوده بود (5).

متوكل نسبت به على - علیه السلام - و خاندانش كینه و عداوت عجیبى داشت و اگر آگاه مى‏شد كه كسى به آن حضرت علاقه‏مند است، مال او را مصادره مى‏كرد و خود او را به هلاكت مى‏رساند (6).

بر اساس همین ملاحظات بود كه حضرت هادى - علیه السلام -، بویژه در زمان متوكل، فعالیتهاى خود را به صورت سرّى انجام مى‏داد و در مناسبات خویش با شیعیان نهایت درجه پنهانكارى را رعایت مى‏كرد. مؤید این معنا حادثه‏اى است كه آن را مورخان چنین نقل كرده‏اند:

«محمد بن شرف» مى‏گوید: همراه امام هادى - علیه السلام - در مدینه راه مى‏رفتم. امام فرمود: آیا تو پسر شرف نیستى؟ عرض كردم: آرى. آنگاه خواستم از حضرت پرسشى كنم، امام بر من پیشى گرفت و فرمود: «ما در حال گذر از شاهراهیم و این محل، براى طرح سؤال مناسب نیست»! (7).

این حادثه شدت خفقان حاكم را نشان مى‏دهد و میزان پنهانكارى اجبارى امام را بخوبى روشن مى‏سازد.

امام هادى - علیه السلام - در بر قرارى ارتباط با شیعیان كه در شهرها و مناطق گوناگون و دور و نزدیك سكونت داشتند، ناگزیر همین روش را رعایت مى‏كرد و وجوه و هدایا و نذور ارسالى از طرف آنان را با نهایت پنهانكارى دریافت مى‏كرد. یك نمونه از این قبیل برخورد، در كتب تاریخ و رجال چنین آمده است:

«محمد بن داود قمى» و «محمد طلحى» نقل مى‏كنند: اموالى از «قم» و اطراف آن كه شامل «خمس» و نذور و هدایا و جواهرات بود، براى امام ابوالحسن هادى حمل مى‏كردیم. در راه، پیك اما در رسید و به ما خبر داد كه باز گردیم، زیرا موقعیت براى تحویل این اموال مناسب نیست. ما باز گشتیم و آنچه نزدمان بود، همچنان نگه داشتیم تا آنكه پس از مدتى امام دستور داد اموال را بر شترانى كه فرستاده بود بار كنیم و آنها را بدون ساربان به سوى او روانه كنیم. ما اموال را به همین كیفیت حمل كردیم و فرستادیم. بعد از مدتى كه به حضور امام رسیدیم، فرمود: به اموالى كه فرستاده‏اید، بنگرید! دیدیم در خانه امام، اموال به همان حال محفوظ است (8).

گرچه روشن نیست كه این جریان در زمان اقامت امام در مدینه اتفاق افتاده یا در سامرّأ (چون در سامرأ كنترل و مراقبت، شدیدتر بود)، اما در هر حال نمونه بارزى از ارتباطهاى محرمانه و دور از دید جاسوسان دربارخلافت به شمار مى‏رود.

شبكه ارتباطى وكالت

شرائط بحرانى اى كه امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبرو بودند، آنان را واداشت تا ابزارى جدید براى برقرارى ارتباط با پیروان خود جستجو كنند. این ابزار چیزى جر شبكه ارتباطى وكالت و تعیین نمایندگان و كارگزاران در مناطق مختلف توسط امام نبود.

هدف اصلى این سازمان جمع آورى خمس، زكات، نذور و هدایا از مناطق مختلف توسط وكلا، و تحویل آن به امام، و نیز پاسخگویى امام به سؤالات و مشكلات فقهى و عقیدتى شیعیان و توجیه سیاسى آنان توسط وكیل امام بود. این سازمان كاربرد مؤثرى در پیشبرد مقاصد امامان داشت.

امام هادى - علیه السلام - كه در سامرّأ تحت نظر و كنترل شدیدى قرار گرفته بود، برنامه تعیین كارگزاران و نمایندگان را كه پدرش امام جواد - علیه السلام - اجرا كرده بود، ادامه داد و نمایندگان و وكلائى در مناطق و شهرهاى مختلف منصوب كرد و بدین وسیله یك سازمان ارتباطى هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد كه هدفهاى یاد شده را تأمین مى‏كرد.

فقدان تماس مستقیم بین امام و پیروانش، نقش مذهبى - سیاسى وكلا را افزایش داد، به نحوى كه كارگزاران (وكلاى) امام مسئولیت بیشترى در گردش امور یافتند. وكلاى امام بتدریج تجربیات ارزنده‏اى را در سازماندهى شیعیان در واحدهاى جداگانه به دست آوردند. گزارشهاى تاریخى متعدد نشان مى‏دهد كه وكلا، شیعیان را بر مبناى نواحى گوناگون به چهار گروه تقسیم كرده بودند:


برچسب ها : زندگی امام هادی (ع) ,


تاریخ ارسال مطلب : شنبه 27 شهریور 1389 - 11:07 ق.ظ

امام هادى(علیه ‏السلام) از تبعید تا شهادت

منابع
مجله یاس، شماره 29، ابوالفضل هادى منش؛

به مناسبت سوم رجب [= 18 مردادماه] سالروز شهادت امام دهم (علیه‏السلام)
عباسیان و چالش‏هاى فرا روى
دوران امامت امام هادى(علیه‏السلام) بیش از 33 سال به طول انجامید كه حدود سیزده سال آن را در مدینه سپرى كرد. دراین مدت، گروه‏هاى بسیارى از شهرهاى شیعه نشین ایران، عراق و مصر براى بهره‏گیرى از محضر امام به سوى مدینه آمدند.1 امام در این شهر چنان موقعیت و محبوبیتى بین مردم یافت كه دولتمردان عباسى، به شدت از این وضع احساس خطر مى‏كردند. براى نمونه، بُرَیحه عباسى2 در نامه‏اى به متوكل نوشت: «اگر تسلط بر حرمین شریفین را مى‏خواهى، على‏بن محمد(علیه‏السلام) را از این شهر بیرون كن؛ زیرا او مردم را به سوى خود فرا خوانده و عده بسیارى نیز دعوتش را پذیرفته‏اند... .»3
عباسیان كه هراس بسیارى از رهبرى شیعه و خطر حركت شیعیان برضد خود داشتند، به این نتیجه رسیدند كه با دور كردن امام به عنوان قطب و محور تشیع از مدینه كه كانون تجمع شیعیان شده بود، به این هدف دست یابند. بدین ترتیب، تبعید و مراقبت نظامى را كه تجربه پیشین و موفق عباسیان به شمار مى‏رفت، دوباره در دستور كار قرار دادند.
تبعید امام هادى(علیه‏السلام)
امام از مضمون نامه آگاهى یافته و در نامه‏اى به متوكل، وى را از دشمنى‏ها و كینه توزى و دروغ‏پردازى نویسنده آگاه ساخته بود. متوكل سیاستى مزدورانه و دو پهلو در پیش گرفت. او نخست نویسنده نامه را كه از امام سعایت كرده بود، از كار بركنار كرد تا خود را دوستدار امام جلوه دهد. سپس به كاتب دربار دستور داد تا نامه‏اى به امام بنویسد كه در ظاهر، علاقه متوكل را نسبت به امام بیان مى‏كرد، ولى در واقع، دستور جلب امام از مدینه به سامرا بود. همچنان‏كه یزداد، پزشك مسیحى دربار با آگاهى از احضار امام، انگیزه متوكل را دریافته و گفته بود: «بنابر آنچه شنیده‏ام، هدف خلیفه از احضار محمد بن على(علیه‏السلام) به سامرا این بوده كه مبادا مردم به ویژه چهره‏هاى سرشناس به وى گرایش پیدا كنند و در نتیجه، حكومت از دست آن‏ها خارج شود...».4



تاریخ ارسال مطلب : شنبه 27 شهریور 1389 - 11:06 ق.ظ

 بیان مختصرى از فضایل ومناقب ومكارم اخلاق امام على نقى علیه السلام است


 اكتفا مى شود به چند خبر:
آب گرم وآماده وضو
اول  شیخ طوسى از ( كافور خادم ) روایت كرده كه گفت : حضرت امام على نقى علیه السلام فرمود به من كه فلان سطل را در فلان محل بگذار كه من وضو بگیرم از آن براى نمازم وفرستاد مرا پى حاجتى وفرمود چون برگشتى سطل را بگذار كه مهیا باشد براى وقتى كه من خواستم آماده نماز شوم . پس آن حضرت بر قفا خفت تا خواب كند ومن فراموش كردم كه فرمایش حضرت را به عمل آورم وآن شب ، شب سردى بود، پس یك وقت ملتفت شدم كه آن حضرت برخاسته براى نماز ویادم آمد كه من سطل آب را نگذاشتم در آن محل كه فرموده بود. پس از جاى خود دور شدم از ترس ملامت آن حضرت ومتاءلم بودم از جهت آنكه آن حضرت به تعب ومشقت خواهد افتاد براى تحصیل آن سطل آب ، ناگاه مرا ندا كرد نداء غضبناك ، من گفتم : انا للّه چه عذر آورم ؟ بگویم فراموش كردم چنین كارى را و چاره اى ندیدم از اجابت آن حضرت ، پس رفتم به خدمتش به حال رعب وترس ، فرمود: واى بر توآیا ندانستى رسم وعادت مرا كه من تطهیر نمى كنم مگر به آب سرد، براى من آب گرم نمودى ودر سطل كردى . گفتم : به خدا سوگند كه من نه سطل را در آنجا گذاشتم ونه آب در آن كردم ، فرمود: اَلْحَمْدُللّهِ به خدا قسم كه ما ترك نخواهیم كرد رخصت خدا راورد نخواهیم كرد عطاى اورا، حمد خداوندى را كه قرار داد ما را از اهل طاعتش وتوفیق داد ما را به اعانت نمودن از براى عبادتش ، همانا پیغمبر صلى اللّه علیه وآله وسلم فرمود كه خداوند غضب مى كن بر كسى كه قبول نكند رخصتش را.(5)
احترام مخالفان به امام هادى علیه السلام


برچسب ها : بیان مختصرى از فضایل ومناقب ومكارم اخلاق امام على نقى علیه السلام است ,


تاریخ ارسال مطلب : جمعه 26 شهریور 1389 - 11:04 ق.ظ

امام به روایت اهل سنت


دودمان امام‏
سمعانى (562 ق) نسب و دودمان امام را این گونه بیان مى‏كند :
ابوالحسن على‏بن محمدبن على‏بن موسى بن جعفربن محمدبن على‏بن الحسین‏بن على‏بن ابى‏طالب الهاشمى المعروف بالعسكرى.[1]
كنیه و القاب‏
نام ایشان «على» و كنیه آن حضرت ابوالحسن است،[2] و چون وی در نام و كنیه شبیه حضرت امیرالمؤمنین على‏بن ابى‏طالب‏(ع)و امام على‏بن موسى‏الرضا(ع) است، به ایشان «ابوالحسن ثالث» نیز مى‏گویند.[3]
القاب آن حضرت، هادى،[4] متوكل،[5] ناصح،[6] متقى،[7] مرتضى،[8] فقیه، امین، طیّب، متوكل،[9] تقى،[10] نقى،[11] زكى،[12] فتّاح،[13] علوى، حسینى،[14] هاشمى،[15] عسكرى[16] است.
گرچه برخى معتقدند، لقب «هادى» بین شیعه معروف است[17]، ولى اكثر اهل سنّت معروف‌ترین لقب امام را (بین شیعه و اهل سنت) هادى و ابوالحسن عسكرى مى‏دانند.[18]
برخى دیگر بر این گمان‌اند كه لقب «متوكل» مشهورترین لقب امام است که آن حضرت[19] به خاطر شباهت این لقب با اسم متوكل عباسى، اصحاب خود را از به كار بردن لقب «متوكل» در مورد خویش، منع مى‏كردند.[20]
با توجه به نهى امام هادى از به كار بردن این لقب در مورد ایشان، چگونه مى‏توان این لقب را مشهور دانست؛ چنان که به این نكته شبلنجى اشاره كرده است.[21]
نكته جالبى در لقب «نقى» وجود دارد كه خنجى اصفهانى شافعى در این باره مى‏گوید:
نقى به معنای پاكیزه از جمیع عیوب است و این اشارت است به عصمت و طهارت آن حضرت و پاكیزگى از عیوب حسبى و نَسبى، با آنكه آن حضرت نقاوه و برگزیده ائمه عظام و اجداد كرام خود است.[22]
والدین امام‏
پدر بزرگوارشان امام جواد(ع)، و مادر ایشان امّ ولد[23] است، ولى در نام مادر آن حضرت اختلاف است: بعضى ایشان را «سمانه مغربیّه»[24] و برخى دیگر «غزاله»[25] نامیده‏اند. البته برخى دیگر مادر ایشان را «جُمانة» مكنّا به ام‏الفضل (دختر مأمون) دانسته‏اند.[26]
ولادت و شهادت امام‏(ع)‏
درباره تاریخ دقیق ولادت و شهادت امام، سخنان گوناگون گفته شده كه به آنها اشاره مى‏شود.
امام هادى در مدینه متولد شدند[27] و بیشتر مورخان ولادت امام را به سال 214[28]، برخى دیگر 213[29]، برخى 212[30] و برخى دیگر 224[31]هجرى قمرى ثبت كرده‏اند.


برچسب ها : امام به روایت اهل سنت ,


تاریخ ارسال مطلب : پنجشنبه 25 شهریور 1389 - 11:00 ق.ظ

اوضاع سیاسى، اجتماعى عصر امام هادی (ع)   قسمت دوم

1 - كیفر مسیحى زناكار

روزى یك نفر مسیحى را كه با زن مسلمانى زنا كرده بود، نزد متوكل آوردند. متوكل خواست در مورد او حد شرعى اجرا شود، در این هنگام مسیحى اسلام آورد. «یحیى بن اكثم» قاضى القضات گفت: اسلام آوردن او، كفر و عملش را از میان برده و نباید حدّ در مورد او اجرا شود. برخى ار فقها گفتند باید سه بار در مورد او حد جارى شود. برخى دیگر به گونه‏اى دیگر فتوا دادند. وجود اختلاف آرأ و فتاوا، متوكل را مجبور ساخت تا از امام هادى - علیه السلام - استفتا كند. مسئله را در محضر امام مطرح كردند. امام پاسخ داد: «آنقدر باید شلاق بخورد تا بمیرد»/

فتواى امام با مخالفت شدید «یحیى بن اكثم» و سایر فقها روبرو گردید و گفتند: این فتوا در هیچ آیه و روایتى وجود ندارد و از متوكل خواستند كه نامه‏اى به امام نوشته مدرك این فتوا را بپرسد. متوكل موضوع را به امام نوشت. امام در پاسخ پس از بسم اùََ نوشت: «فَلَمّا رَأَوْا بَأْسَنا آمَنّا بِاùََِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنّا بِهِ مُشْرَكِینَ فَلَمْ یَكُ یَنْفَعُهُمْ اًّیْمانُهُمْ لَمّا رَأوا بَأْسَنا سُنّْ اùََِ الّتِى قِدْ خَلَتْ فِىْ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنلِكَ الْمُبطَلُونَ»(60)/

:«هنگامى كه قهر و قدرت ما را دیدند، گفتند: به خداى یگانه ایمان آوردیم و به بتها و عناصرى كه آنها را

شریك خدا قرار داده بودیم، كافر شدیم، ولى ایمانشان به هنگام دیدن قهر و قدرت ما، سودى ندارد. این سنت و حكم الهى است كه در میان بندگان وى جارى است و پیروان باطل در چنین شرائطى زیانكار شدند.»

متوكل، پاسخ مستدل امام را پذیرفت و دستور داد حد زناكار طبق فتواى امام اجرا شود(61)/

امام با ذكر این آیه شریفه، به آنان فهماند: همان طور كه ایمان مشركان، عذاب خدا را از آنها باز نداشت، اسلام آوردن این مسیحى نیز حد را ساقط نمى‏كند/


برچسب ها : اوضاع سیاسى , اجتماعى عصر امام هادی (ع) قسمت دوم ,